ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٣٨ - باب ستايش و ثناء پيش از دعا
و بعد اقرار بگناه، آنگاه درخواست، همانا بخدا سوگند هيچ بندهاى از گناه بيرون نشده جز باقرار بآن.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: شايد مراد از مدح بيان آن چيزهائى است كه دلالت بر بزرگوارى ذات و صفات او دارد بدون ملاحظه نعمت، و مراد بستايش و ثناء: اعتراف بنعمتهاى او و شكرگزارى بر آنها است.
٤-
و نيز از آن حضرت عليه السّلام مانند حديث گذشته روايت شده جز اينكه در اين حديث فرموده:
سپس ستايش و بعد اعتراف بگناه (و بجاى اقرار كه در حديث گذشته بود اعتراف ذكر شده).
٥-
حارث بن مغيره گويد: كه حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر گاه خواهى دعا كنى پس خداى عز و جل را تمجيد كن، و سپاسگزار و او را تسبيح و تهليل بگو و او را ثنا گوى (و ستايش كن) و بر محمد (ص) و آل او صلوات فرست سپس درخواست كن تا بتو داده شود.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: گاهى گفته شود كه تمجيد گفتن «اللَّه اكبر» است، و تحميد «الحمد للَّه» است، و تسبيح «سبحان اللَّه» است، و تهليل «لا اله الا اللَّه» است، و ثناء آن است كه نعمتهائى كه خداوند بر بنده عطا فرموده بشمارد، ولى دور نيست كه معانى اينها را تعميم دهيم كه شامل گردد هر چه را باين معانى برسانند و اختصاصى باين الفاظ مخصوص نداشته باشد چنانچه تمجيد بر «لا حول و لا قوة الا باللَّه» نيز اطلاق شده است.
٦-
و نيز حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر گاه يكى از شما حاجتى خواهد پس پروردگار را ستايش كند و او را مدح گويد، زيرا چون مردى از سلطان حاجتى خواهد بهترين سخنى كه توانائى آن را دارد براى او آماده سازد، پس چون حاجتى خواستى پس خداى عزيز جبار را تمجيد كنيد و او را مدح گوئيد و ستايش كنيد (و با اين بيان) ميگوئى:
«يا اجود من اعطى، و يا خير من سئل، يا ارحم من استرحم، يا احد يا