ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٩٢ - مردم بر شش گونه هستند
داريم (يا با او دوستى كنيم) و هر كه با ما مخالف بود چه علوى باشد چه غير او از او بيزارى جوئيم؟ پس بمن فرمود: اى زراره گفتار خداوند از گفته تو درستتر است، پس كجايند آنها كه خداى عز و جل (در بارهشان) فرمايد: «مگر ناتوانان از مردان و زنان و كودكان كه نه چاره دارند و نه راه بجائى برند» (سوره نساء آيه ٩٨) كجايند آنان كه باميد خدايند؟ كجايند آنان كه كار نيك را با كردار بد بهم آميختند؟ كجايند اصحاب اعراف؟ كجايند مؤلفة قلوبهم؟ (يعنى دل بدست آوردگان، و آنها دستهاى از اشراف زمان رسول خدا (ص) بودند كه آن حضرت سهمى از زكاة بآنها ميداد كه دل آنها را بدست آورد و براى جنگ با دشمنان اسلام بآنان استعانت جويد).
حماد (از قول زراره) در اين حديث افزوده است: كه آواز امام باقر عليه السلام و صداى من بلند شد تا حدى كه هر كه در خانه بود مىشنيد.
و جميل از قول زراره در حديث افزوده است: (زراره گفت:) همين كه سخن ميان من و آن حضرت بدراز كشيد بمن فرمود: (آيا) بر خداوند حتم است كه گمراهان را ببهشت نبرد؟.
شرح
- مقصود اين است كه حضرت باقر عليه السلام قصدش آگاهى دادن زراره و آنان كه در مجلس حضور داشتهاند باشتباه او بود كه پنداشته است ميزان در خوبى و بدى و اهل بهشت و دوزخ فقط همعقيدهگى با شيعه است، و امام عليه السلام فرموده بسا كه ناتوان در دين از مخالفين كه عنادى نورزند و ساير اصنافى كه ذكر فرموده است به بهشت روند زيرا كه خداوند وعده عفو و آمرزش بآنها داده است و نبايد از آنها بيزارى جست ضمنا از رويهمرفته اين حديث استفاده شود كه زراره مرد بىادب و بىاطلاعى بوده و حديث بحسب ظاهر دلالت بر مذمت زراره كند در صورتى كه جلالت قدر و مقام او مورد اتفاق شيعه است و روايات بسيارى در مدح او رسيده تا بجائى كه او را فقيه ترين اصحاب حضرت باقر و صادق عليهما السلام دانستهاند، و لذا براى جواب از اين حديث و نظائر آن وجوهى گفتهاند: مانند اينكه گفتهاند: اين امور در آغاز كارش بوده پيش از آنكه معرفتش كامل گردد، يا اينكه طبع و خوى او اين گونه بوده و نمىتوانسته خوددارى كند از بحث و مشاجره نه بخاطر شك و ترديد و بىاعتنائى او، يا قصدش آموختن كيفيت مناظره در اين مطلب بوده كه با