ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٤٦ - گاهى اجابت دعا تا بيست سال بلكه تا چهل سال بتأخير افتد
٧-
و نيز آن حضرت عليه السلام فرمود: همانا بندهاى كه دوست خدا است در پيش آمدى كه براى او رخ داده دعا كند، و خدا بفرشتهاى كه موكل باو (يا بآن دعا) است فرمايد: حاجت بنده مرا بر آور ولى در (دادن) آن شتاب مكن زيرا كه من ميل دارم صدا و آواز او را بشنوم. و همانا بندهاى دشمن خدا بدرگاه خداى عز و جل در باره اتفاقى كه براى او پيش آمده دعا كند پس بفرشته موكل بر او (يا بر آن دعا) گفته شود: حاجتش را برآور و در (دادن) آن شتاب كن زيرا من خوش ندارم آواز و صدايش را بشنوم.
فرمود: پس مردم (كه خبر از اين جريان ندارند بآن كه حاجتش زود برآورده شده) گويند: باين داده نشده جز براى گرامى بودنش (نزد خدا، و بآن كه در اجابتش تأخير شده گويند:) از او دريغ نشده جز براى زبونى و خواريش.
٨-
ابو بصير گويد: حضرت صادق عليه السّلام فرمود: پيوسته مؤمن در حال خير و اميدوارى است تا مادامى كه شتاب نكند پس نوميد شود و دعا را رها كند، عرضكردم: چگونه شتاب كند؟ فرمود: گويد از فلان وقت و فلان وقت دعا كردهام و اجابت آن را نمىبينم؟.
٩-
و نيز آن حضرت عليه السّلام فرمود: همانا مؤمن خداى عز و جل را در باره حاجت خود بخواند و خداى عز و جل فرمايد: اجابت او را بتأخير اندازيد بخاطر شوقى كه بآواز و دعاى او دارم، پس چون روز قيامت شود خداى عز و جل فرمايد: اى بنده من تو مرا خواندى (و دعا كردى) و من اجابت را پس انداختم