ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٤١ - دعاى يوسف كه بدان از چاه بيرون آمد
٨-
امام صادق عليه السّلام فرمود: از دعاهاى پدرم كه در هنگامى كه امرى پيش مىآمد ميخواند اين بود (و ترجمهاش چنين است): «اللهم صل على محمد و آل محمد و بيامرز مرا و بمن رحم كن و كردار مرا پاكيزه فرما و بازگشت مرا آسان كن، و دل مرا آرام نما، و از ترسم آسوده فرما، و در همه عمرم بمن عافيت ده، و حجت مرا پابرجا كن، و خطاهايم را ببخش، و رويم را سپيد گردان، و در باره دينم مرا نگهدار، و رسيدن بدان چه را جوياى آنم بر من آسان كن، و روزيم را فراوان كن زيرا من ناتوانم، و از بدى كه نزد من است بآن خوبى كه در نزد تو است درگذر، و مرا در باره خودم داغدار مكن، و نزديكانم را نيز داغدار منما، و بمن ببخش بار خدايا يك لحظهاى (و يك نظر رحمتى) كه بدان همه گرفتاريهايم را برطرف سازى، و بدان وسيله بازگردانى بمن هر آن خوئى كه پيش تو بهتر است، كه هر آينه نيرويم سست، و چارهام كم شده، و اميدم از خلق تو بريده و جز اميد بتو و توكل بر تو چيزى نمانده، و توانائيت پروردگارا اگر بمن رحم كنى و عافيتم بخشى چون توانائيت بعذاب و گرفتارى من است، خدايا ياد بخششهايت مرا آرام كند و اميد بانعام تو بمن نيرو دهد، و از آن زمان كه مرا آفريدى تهى از نعمتهاى تو نبودم، و توئى پروردگارم من و آقايم و دادرسم و پناهگاهم و نگهدارم، و دوركننده از من (بلاها را) و مهربان بمن و كفيل روزيم، و هر آنچه كه من در آنم بقضا و قدر تو است، پس اى آقا و اى مولاى من در آنچه مقدر فرمودهاى و حتم كردهاى رهائى من باشد از همه گرفتاريهائى كه در آنم، و عافيت من در آن باشد، زيرا من براى دور ساختن آنها جز تو كسى را ندارم، و بغير تو اعتمادى ندارم، پس اى صاحب جلالت و اكرام با من برابر خوشگمانى و اميدواريم رفتار كن و بزارى و ناتوانى و سستى من ترحم كن