ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٠٧ - باب فضيلت آن كس كه قرآن را بكار بندد
در برابر كسى كه بر او خشم گيرد (شكيبائى ورزد و) خشم نكند، و با هر كس كه با او تندى كند تندى نكند، ولى بگذرد و نديده گيرد و بيامرزد و حلم ورزد بخاطر بزرگ داشت قرآن، و هر كه قرآن بدو داده شود و باز گمان كند كه بيك تن از مردم بهتر از آنچه او دارد چيزى دادهاند آن كس بزرگ دانسته آنچه را خدا كوچك شمرده، و كوچك دانسته آنچه را خداوند بزرگ شمرده است.
٦-
ابان تغلب از امام صادق عليه السّلام حديث كند كه فرمود: مردم بر چهار گونه هستند، من عرضكردم:
فدايت شوم آنها كيانند؟ فرمود: يكى مردى كه ايمان دارد ولى قرآن باو داده نشده، (ديگر) مردى كه قرآن را دارد ولى ايمان ندارد، (سوم) مردى كه هم قرآن را باو دادهاند و هم ايمان را، (چهارم) مرديكه نه قرآن را دارا است و نه ايمان دارد، عرضكردم: قربانت گردم براى من حال اينها را بيان و شرح فرمائيد، فرمود: اما آنكه ايمان دارد ولى قرآن بدو داده نشده چون ميوه (يا خرما) ايست كه مزهاش شيرين است ولى بو ندارد، و اما آن كس كه قرآن را دارا است ولى ايمان ندارد چون برگ درخت مورد است كه بويش خوش ولى مزهاش تلخ است، و اما آن كس كه هم قرآن را دارا است و هم ايمان دارد چون ترنج است كه هم خوشبو است و هم خوش مزه، و اما آن كس كه نه قرآن باو داده شده و نه ايمان مانند هندوانه بو جهل است كه نه بو دارد و مزهاش نيز تلخ است.
٧-
زهرى گويد: بحضرت على بن الحسين عليهما السلام عرضكردم: كدام عمل بهتر است؟ فرمود:
عمل آن كس كه فرود آيد و كوچ كند، عرضكردم: او كيست (و يعنى چه؟) فرمود: قرآن را باز كند