ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٧ - داستانى از حضرت عيسى عليه السلام و حواريين
فرمود: پرستش شما از طاغوت چگونه بود؟ عرضكرد، گنهكاران را فرمانبرى داشتيم، فرمود: سر انجام كار شما بكجا كشيد؟ عرضكرد: شبى را بخوشى بسر برديم و بامدادان در هاويه افتاديم، فرمود هاويه چيست؟ عرضكرد: سجين است، فرمود: سجين چيست؟ عرضكرد: كوههائى از آتش گداخته است كه تا در روز قيامت بر ما فروزان است، فرمود: پس چه گفتيد و بشما چه گفتند:؟ عرضكرد:
گفتيم ما را بدنيا برگردانيد تا در آن زهد ورزيم، بما گفته شد: دروغ ميگوئيد، فرمود: واى بر تو چه شد كه جز تو ديگرى از اين جماعت با من سخن نگفت؟ عرضكرد: يا روح اللَّه همه آنها بدهنه و لگام آتشين مهار شدهاند، و بدست فرشتگان سخت و تند گرفتارند، و من در ميان آنها بسر ميبردم ولى از آنها نبودم، تا آن هنگام كه عذاب خدا آمد مرا هم با ايشان در برگرفت، پس من بتار موئى بر لبه دوزخ آويزانم و نميدانم كه آيا در آن برو در افتم و يا از آن رهائى يابم، پس عيسى عليه السّلام بسوى حواريين رو كرده فرمود: اى دوستان خدا خوردن نانى خشك با نمكى زبر و خوابيدن بر مزبلهها خير بسياريست در صورتى كه دنيا و آخرت در عافيت باشد.
١٢-
امام صادق عليه السّلام فرمود: خداوند درى از دنيا بر بنده نگشايد جز اينكه بمانند آن درى از حرص بر او بگشايد.
شرح
- مقصود اين است كه هر مقدار مال زياد گردد بهمان مقدار حرص زياد شود چنانچه تجربه شده است.
١٣-
از امام صادق عليه السّلام حديث شده كه حضرت عيسى عليه السّلام فرمود: اى مردم شما، براى دنيا كار ميكنيد در صورتى كه بدون كار روزى بشما داده شود، و براى آخرت كار نميكنيد در حالى كه در آخرت