ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٢٠ - باب گمراهى (يا گمراهان)
يا روح اللَّه بخدا سوگند آنچه گفتى همان طور بود (و من در باره تو شك داشتم) اكنون از خدا بخواه كه اين شك را از دل من ببرد، (حضرت صادق عليه السّلام) فرمود: كه عيسى براى او دعا كرد و خدا توبه آن مرد را پذيرفت و قبول كرد و او بمانند خاندان خود گرديد.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: مقصود از اهل البيت اصحاب آنهايند يا دوستان واقعى آنهايند «پايان» ولى ممكن است مقصود خود اهل بيت عليهم السّلام باشند چنانچه ترجمه شد و وجه حمل مجلسى مرحوم بر آنچه فرموده است سياق لفظى عبارت است ولى وجود قرينه ما را از اين عمل بىنياز كند، فيض عليه الرحمة گويد: حضرت در اين حديث اهل بيت پيغمبر (ص) و امت او را بعيسى عليه السّلام و امتش مثل زده در اين كه آنها كه در باره اهل بيت عليهم السّلام شك داشته باشند دعايشان مستجاب نشود و عبادتشان قبول درگاه واقع نگردد، و در حديث اشاره است باين كه شك در باره آنها چون شك در باره پيغمبر است زيرا عيسى عليه السّلام پيغمبر بود.
باب گمراهى (يا گمراهان)
١-
هاشم صاحب بريد گويد: من با محمد بن مسلم و أبو الخطاب گرد هم بوديم پس ابو الخطاب بما گفت:
چه گوئيد در باره كسى كه امر امامت را نشناسد؟ من گفتم: هر كه آن را نشناسد كافر است، ابو الخطاب گفت:
كافر نيست تا حجت بر او اقامه شود و چون حجت بر او اقامه شد و آن را نپذيرفت آنگاه كافر است، محمد بن مسلم باو گفت: سبحان اللَّه اگر نپذيرد و انكار هم نكند كافر است؟ اگر انكار نكند كافر نيست، گويد (اين جريان گذشت تا بحج رفتيم) همين كه حج كردم خدمت حضرت صادق عليه السّلام شرفياب شدم و جريان را خدمتش عرضه داشتم، فرمود: تو اكنون هستى ولى آن دو غايبند موعد شما (هر سه) امشب نزد جمره وسطى در منى باشد.