ترجمه اصول کافي شيخ کليني
(١)
باب دوستى دنيا و حرص بر آن
٢ ص
(٢)
بهترين اعمال بغض دنيا است
٥ ص
(٣)
داستانى از حضرت عيسى عليه السلام و حواريين
٦ ص
(٤)
اندوه دنيا باعث گرفتارى و پريشانى است
٨ ص
(٥)
باب طمع
٩ ص
(٦)
باب ناسازگارى
١٠ ص
(٧)
باب بدخوئى
١١ ص
(٨)
بدخويى كردار را تباه سازد
١٢ ص
(٩)
باب سفاهت
١٢ ص
(١٠)
باب بدزبانى
١٤ ص
(١١)
خدا بهشت بر شخص بد زبان حرام كرده
١٤ ص
(١٢)
داستانى از امام صادق عليه السلام
١٥ ص
(١٣)
باب كسى كه براى بديش از او پرهيز كنند
١٨ ص
(١٤)
باب تجاوز كارى، و ستمگرى، و سركشى
١٩ ص
(١٥)
باب فخر و كبر
٢٠ ص
(١٦)
باب قساوت و سختى دلى
٢٢ ص
(١٧)
باب ظلم و ستم كردن
٢٣ ص
(١٨)
باب پيروى از هواى نفس
٣٠ ص
(١٩)
باب مكر و بيوفائى و فريبكارى
٣٢ ص
(٢٠)
باب دروغ
٣٤ ص
(٢١)
كليد همه بديها دروغ است
٣٥ ص
(٢٢)
نشانه دروغگو
٣٦ ص
(٢٣)
تفسير كفتار حضرت ابراهيم و يوسف عليهما السلام
٣٨ ص
(٢٤)
سه جا است كه دروغ جايز است
٤٠ ص
(٢٥)
باب شخص دو زبان و دورو
٤٢ ص
(٢٦)
باب قهر كردن و جدائى از برادر دينى
٤٣ ص
(٢٧)
قهر كردن تا سه روز است
٤٤ ص
(٢٨)
باب قطع رحم
٤٦ ص
(٢٩)
سه چيز وبال آن در دنيا بصاحبش مى رسد
٤٧ ص
(٣٠)
باب عقوق و آزردن پدر و مادر
٤٩ ص
(٣١)
عاق والدين بوى بهشت را نشنود
٤٩ ص
(٣٢)
باب بيزارى از نسب
٥١ ص
(٣٣)
باب كسى كه مسلمانان را آزار كند و خوارشان شمارد
٥١ ص
(٣٤)
معناى ترديد خدا (در حديث وما ترددت في شى ء ) و معناى (كنت سمعه الذى يسمع به )
٥٤ ص
(٣٥)
باب كسى كه دنبال عيبجوئى و لغزش مؤمنان است
٥٧ ص
(٣٦)
باب سرزنش
٥٩ ص
(٣٧)
باب غيبت و بهتان
٥٩ ص
(٣٨)
معناى غيبت
٦٠ ص
(٣٩)
فرق ميان غيبت و بهتان
٦٢ ص
(٤٠)
باب داستان سرائى بر ضرر مؤمن
٦٢ ص
(٤١)
باب شماتت و شادكامى بگرفتارى مؤمن
٦٣ ص
(٤٢)
باب دشنام گوئى
٦٣ ص
(٤٣)
باب تهمت و بدگمانى
٦٦ ص
(٤٤)
باب كسى كه براى برادر دينى خود خيرانديشى نكند
٦٧ ص
(٤٥)
باب خلف وعده
٦٨ ص
(٤٦)
باب كسى كه در بروى برادر مؤمن خود ببندد
٦٩ ص
(٤٧)
داستانى از بنى اسرائيل
٧٠ ص
(٤٨)
باب كسى كه برادر دينيش از او كمك بخواهد و او كمكش ندهد
٧١ ص
(٤٩)
باب كسى كه مؤمنى را از چيز خود يا ديگرى منع كند
٧٢ ص
(٥٠)
باب كسى كه مؤمنين را بترساند
٧٤ ص
(٥١)
باب سخن چينى
٧٥ ص
(٥٢)
باب فاش كردن اسرار مذهب
٧٦ ص
(٥٣)
باب كسى كه بخاطر فرمان بردارى بندگان نافرمانى خدا كند
٧٩ ص
(٥٤)
باب عقوبتهاى سريع گناهان
٨١ ص
(٥٥)
باب همنشينى با گنهكاران
٨٢ ص
(٥٦)
داستانى از هم نشينى در بنى اسرائيل
٨٣ ص
(٥٧)
معناى بدعت (در ترجمه)
٨٤ ص
(٥٨)
با سه كس همنشينى روا نيست
٨٥ ص
(٥٩)
با پنج كس همنشينى مكن
٨٦ ص
(٦٠)
سه مجلس است كه خدا آنها را دشمن دارد
٨٧ ص
(٦١)
باب اصناف مردم
٩٠ ص
(٦٢)
مردم بر شش گونه هستند
٩٠ ص
(٦٣)
باب كفر
٩٣ ص
(٦٤)
تارك الصلاة كافر است
٩٥ ص
(٦٥)
كفر جلوتر از شرك بوده
٩٧ ص
(٦٦)
شك در باره خدا و رسول موجب كفر است
٩٨ ص
(٦٧)
پيروى على عليه السلام موجب خوارى و نافرمانيش كفر است
١٠٠ ص
(٦٨)
باب اقسام كفر
١٠٢ ص
(٦٩)
باب ستونهاى كفر و شعبه هاى آن
١٠٤ ص
(٧٠)
باب صفت نفاق و منافق
١٠٧ ص
(٧١)
باب شرك
١١٣ ص
(٧٢)
باب شك
١١٦ ص
(٧٣)
داستانى از بنى اسرائيل
١١٩ ص
(٧٤)
باب گمراهى (يا گمراهان)
١٢٠ ص
(٧٥)
شبهة زراره درباره اهل سنت و جواب امام عليه السلام
١٢٢ ص
(٧٦)
باب مستضعف (ناتوان در دين)
١٢٦ ص
(٧٧)
باب آنان كه باميد خدايند و كارشان با خدا است
١٣١ ص
(٧٨)
باب اصحاب اعراف
١٣٢ ص
(٧٩)
باب در بيان حال أصناف مخالفين و قدريه و خوارج و مرجئه و اهالى شهرها و بلاد
١٣٣ ص
(٨٠)
در بيان حال اهل روم و شام و اهل مكه
١٣٤ ص
(٨١)
باب/ مؤلفة قلوبهم/ (دل بدست آورده گان)
١٣٦ ص
(٨٢)
باب در اشتراك منافقين و گمراهان و شيطان (با مؤمنين و فرشتگان) در دعوت الهيه
١٣٩ ص
(٨٣)
باب در تفسير گفتار خداى تعالى «و برخى از مردم خدا را بر حرف پرستش كنند»
١٣٩ ص
(٨٤)
باب كمتر چيزى كه بنده بسبب آن مؤمن شود و يا كافر و يا گمراه گردد
١٤١ ص
(٨٥)
در اينكه بنى اميه در تعليم ايمان آزاد گذاردند
١٤٣ ص
(٨٦)
باب ثبوت ايمان و اينكه آيا رواهست خدا ايمان را از كسى بگيرد؟
١٤٤ ص
(٨٧)
باب آنان كه ايمان عاريه دارند
١٤٥ ص
(٨٨)
باب در نشانه عاريت دار (ايمان)
١٤٨ ص
(٨٩)
باب سهو دل (و غفلت و فراموشى آن)
١٤٨ ص
(٩٠)
باب در تيرگى دل منافق گر چه زبان آور (و سخنور) باشد و روشنى دل مؤمن گر چه دلها بر چهار گونه يا بر سه گونه اند
١٥٢ ص
(٩١)
باب در تغييرات حالات دل
١٥٣ ص
(٩٢)
باب وسوسه و حديث نفس
١٥٥ ص
(٩٣)
باب اعتراف بگناهان و پشيمانى از آنها
١٥٧ ص
(٩٤)
باب پنهان داشتن گناهان
١٦٠ ص
(٩٥)
باب كسى كه آهنگ كار نيك يا كار بد كند
١٦٠ ص
(٩٦)
معناى حديث «من هم بحسنة و من هم بسيئة
١٦١ ص
(٩٧)
باب توبه
١٦٣ ص
(٩٨)
معناى توبه نصوح
١٦٥ ص
(٩٩)
داستان داود عليه السلام و دانيال
١٦٩ ص
(١٠٠)
باب استغفار (آمرزش خواهى) از گناه
١٧٠ ص
(١٠١)
باب در آنچه خداى عز و جل هنگام توبه آدم عليه السّلام باو عطا فرمود
١٧٣ ص
(١٠٢)
باب لمم گناهان خرد، يا سبك از نظر عقاب
١٧٥ ص
(١٠٣)
باب در اينكه گناهان بر سه گونه اند
١٧٨ ص
(١٠٤)
باب شتاب در كيفر گناه
١٧٩ ص
(١٠٥)
داستانى از بنى اسرائيل
١٨٢ ص
(١٠٦)
باب در تفسير گناهان
١٨٤ ص
(١٠٧)
باب نادر
١٨٥ ص
(١٠٨)
باب نادر ديگر
١٨٦ ص
(١٠٩)
رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله در هر روز هفتاد بار استغفار ميكرد
١٨٦ ص
(١١٠)
باب اينكه خداوند بواسطه عمل كننده بلا را از ديگران دور كند
١٨٧ ص
(١١١)
باب اينكه نكردن گناه آسانتر از توبه كردن است
١٨٨ ص
(١١٢)
باب استدراج (و غافلگير كردن) بآهستگى و تدريج
١٨٨ ص
(١١٣)
باب محاسبه (و حساب كردن) عمل
١٨٩ ص
(١١٤)
چرا از مرگ گريزانيم
١٩٧ ص
(١١٥)
روزگار دراز و كوتاه است و معناى آن
١٩٨ ص
(١١٦)
باب كسى كه مردم را عيب كند (يا عيب مردمان گويد)
٢٠٠ ص
(١١٧)
باب اينكه مسلمان بآنچه در جاهليت كرده است مؤاخذه نشود
٢٠١ ص
(١١٨)
باب در اينكه كفر (پس از ايمان) و توبه از آن، عمل گذشته (پيش از كفر) را باطل نكند
٢٠٢ ص
(١١٩)
باب معاف شده گان از بلا
٢٠٣ ص
(١٢٠)
باب آنچه از امت برداشته شده
٢٠٣ ص
(١٢١)
معناى برداشتهه شدن نسيان و خطا وطيره و وسوسه و حسد
٢٠٤ ص
(١٢٢)
باب اينكه هيچ گناهى با بودن ايمان زيان ندارد، و هيچ حسنه اى با بودن كفر سود ندهد
٢٠٦ ص
(١٢٣)
باب فضيلت دعا و تشويق كردن بر آن
٢١٠ ص
(١٢٤)
باب اينكه دعا سلاح مؤمن است
٢١٣ ص
(١٢٥)
باب اينكه دعا بلا و قضا را دفع ميكند
٢١٥ ص
(١٢٦)
باب اينكه دعا شفاء و درمان هر دردى است
٢١٧ ص
(١٢٧)
باب اينكه هر كه دعا كند مستجاب گردد
٢١٧ ص
(١٢٨)
چرا بسيارى از دعاها باجابت نرسد
٢١٨ ص
(١٢٩)
باب اينكه براى دعا بمؤمن الهام شود
٢١٩ ص
(١٣٠)
باب پيش افتادن در دعا
٢١٩ ص
(١٣١)
باب يقين داشتن (باجابت) در حال دعا
٢٢١ ص
(١٣٢)
باب اقبال (و رو آوردن و توجه) بدعا
٢٢١ ص
(١٣٣)
باب پافشارى كردن و اصرار در دعا و انتظار اجابت
٢٢٣ ص
(١٣٤)
باب نام بردن حاجت در دعا
٢٢٥ ص
(١٣٥)
باب پنهان كردن دعا
٢٢٥ ص
(١٣٦)
باب اوقات و حالاتى كه اميد اجابت دعا در آنها رود
٢٢٦ ص
(١٣٧)
دعاى يعقوب عليه السلام هنگام سحر بود
٢٢٧ ص
(١٣٨)
باب رغبت و رهبت و تضرع و تبتل و ابتهال و استعاذه و مسألت
٢٢٩ ص
(١٣٩)
مجلسى (ره) گويد
٢٣١ ص
(١٤٠)
باب گريه
٢٣٣ ص
(١٤١)
همه چشمها در قيامت گريانند جز سه چشم
٢٣٤ ص
(١٤٢)
دستور تباكى كردن
٢٣٥ ص
(١٤٣)
باب ستايش و ثناء پيش از دعا
٢٣٦ ص
(١٤٤)
وجه اينكه گاهى دعا باجابت نرسد
٢٤٠ ص
(١٤٥)
باب اجتماع براى دعا كردن
٢٤١ ص
(١٤٦)
باب عموميت دادن در دعا (و براى همه دعا كردن)
٢٤٢ ص
(١٤٧)
باب كسى كه اجابت دعايش بتأخير افتد
٢٤٣ ص
(١٤٨)
جهاتى كه در تأخير اجابت دعا است
٢٤٤ ص
(١٤٩)
گاهى اجابت دعا تا بيست سال بلكه تا چهل سال بتأخير افتد
٢٤٥ ص
(١٥٠)
باب (ذكر) صلوات در دعا و غير آن
٢٤٧ ص
(١٥١)
صلوات را با صداى بلند بفرستيد
٢٥١ ص
(١٥٢)
چيزى در ميزان سنگين تر از صلوات نيست
٢٥٢ ص
(١٥٣)
باب آنچه لازم است از ذكر خداى عز و جل در هر مجلسى
٢٥٤ ص
(١٥٤)
باب بسيار ذكر خداى عز و جل كردن
٢٥٧ ص
(١٥٥)
ذكر خدا كردن حد و اندازه ندارد
٢٥٨ ص
(١٥٦)
باب اينكه صاعقه (آتشى كه در رعد و برق شديد از آسمان فرو ريزد) شخص ذاكر را نگيرد
٢٦٠ ص
(١٥٧)
باب سرگرم شدن بذكر خدا
٢٦١ ص
(١٥٨)
باب ذكر خداى عز و جل در نهان
٢٦١ ص
(١٥٩)
باب ذكر خداى عز و جل در ميان غافلان (و بى خبران از حق)
٢٦٣ ص
(١٦٠)
باب تحميد (يعنى ستايش كردن) و تمجيد (يعنى ببزرگى و نيكى ستودن
٢٦٣ ص
(١٦١)
باب استغفار (آمرزشخواهى)
٢٦٥ ص
(١٦٢)
باب تسبيح (سبحان اللَّه گفتن) و تهليل (لا اله الا الله گفتن) و تكبير (الله اكبر گفتن)
٢٦٧ ص
(١٦٣)
باب دعا براى برادران (دينى) در پشت سر آنان
٢٦٩ ص
(١٦٤)
باب كسى كه دعايش مستجاب شود
٢٧٢ ص
(١٦٥)
باب كسى كه دعايش باجابت نرسد
٢٧٤ ص
(١٦٦)
باب نفرين بر دشمن
٢٧٦ ص
(١٦٧)
باب (مباهله) يعنى لعن كردن و نفرين كردن بيكديگر)
٢٧٩ ص
(١٦٨)
باب آنچه خداى تبارك و تعالى خود را بدان تمجيد كرده است
٢٨١ ص
(١٦٩)
باب (ثواب) كسى كه لا اله الا الله بگويد
٢٨٣ ص
(١٧٠)
باب كسى كه بگويد لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر
٢٨٤ ص
(١٧١)
باب كسى كه بگويد لا اله الا اللَّه وحده وحده وحده
٢٨٥ ص
(١٧٢)
باب كسى كه ده بار بگويد لا اله الا اللَّه وحده لا شريك له
٢٨٥ ص
(١٧٣)
باب كسى كه بگويد اشهد ان لا اله الا اللَّه وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله
٢٨٦ ص
(١٧٤)
باب كسى كه در هر روز ده بار بگويد اشهد ان لا اله الا اللَّه وحده لا شريك له الها واحدا احدا صمدا لم يتخذ صاحبة و لا ولدا
٢٨٦ ص
(١٧٥)
باب كسى كه ده بار بگويد يا اللَّه يا اللَّه
٢٨٧ ص
(١٧٦)
باب كسى كه بگويد لا اله الا اللَّه حقا حقا
٢٨٧ ص
(١٧٧)
باب هر كس كه «يا رب يا رب» بگويد
٢٨٨ ص
(١٧٨)
باب كسى كه بگويد لا اله الا اللَّه مخلصا
٢٨٨ ص
(١٧٩)
باب كسى كه بگويد ما شاء اللَّه لا حول و لا قوة الا باللَّه
٢٨٩ ص
(١٨٠)
باب كسى كه بگويد استغفر اللَّه الذى لا اله الا هو الحى القيوم ذو الجلال و الاكرام و اتوب اليه
٢٩٠ ص
(١٨١)
باب گفتار در بامداد و شامگاه و ذكر پاره اى از تعقيبات نمازها
٢٩٠ ص
(١٨٢)
دعائى جهت پيش از خورشيد زدن و پيش از غروب و واجب بودن آن از نظر ظاهر حديث و معناى حديث
٣٠٥ ص
(١٨٣)
باب دعاى هنگام خوابيدن و هنگام بيدار شدن
٣١٠ ص
(١٨٤)
دعاى احتلام
٣١١ ص
(١٨٥)
هر كه پيش از خواب صد بار قل هو الله بخواند
٣١٤ ص
(١٨٦)
باب دعاى هنگام بيرون رفتن از منزل
٣١٦ ص
(١٨٧)
شرح دعاى «اللهم ان عرضى لك اليوم »
٣١٧ ص
(١٨٨)
باب دعا پيش از نماز
٣٢٢ ص
(١٨٩)
باب دعا دنبال نمازها
٣٢٣ ص
(١٩٠)
باب دعا براى روزى
٣٣١ ص
(١٩١)
باب دعا براى دين و وام
٣٣٦ ص
(١٩٢)
باب دعا براى رفع اندوه و سختى و غم و دلتنگى و ترس
٣٣٨ ص
(١٩٣)
دعاى يوسف كه بدان از چاه بيرون آمد
٣٣٩ ص
(١٩٤)
دعائى كه حضرت صادق عليه السلام هنگام ورود به منصور خواند
٣٤٣ ص
(١٩٥)
دعائى كه رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله در جنگ احزاب خواند
٣٤٦ ص
(١٩٦)
باب دعا براى دردها و بيماريها
٣٥٠ ص
(١٩٧)
باب حرز و تعويذ
٣٥٧ ص
(١٩٨)
دستور براى امان بودن از زدن عقرب
٣٥٩ ص
(١٩٩)
دستور براى امان بودن از كك
٣٦٠ ص
(٢٠٠)
دستور براى امان بودن از جن زدگى بچها
٣٦١ ص
(٢٠١)
باب دعا هنگام خواندن قرآن
٣٦٣ ص
(٢٠٢)
باب دعا براى حفظ كردن قرآن
٣٦٦ ص
(٢٠٣)
باب دعاهاى كوتاه و مختصر براى همه حاجتهاى دنيا و آخرت
٣٦٨ ص
(٢٠٤)
آمدن قرآن در قيامت بصورت انبياء
٣٩٤ ص
(٢٠٥)
استشفاء بقرآن براى درد سينه
٤٠٠ ص
(٢٠٦)
باب فضيلت آن كس كه قرآن را بكار بندد
٤٠٤ ص
(٢٠٧)
باب كسى كه بسختى قرآن را ياد گيرد
٤٠٩ ص
(٢٠٨)
توضيح
٤٠٩ ص
(٢٠٩)
باب كسى كه قرآن را حفظ كرده سپس فراموش كند
٤١٠ ص
(٢١٠)
باب در خواندن قرآن
٤١٢ ص
(٢١١)
باب خانه هائى كه در آنها قرآن خوانده شود
٤١٣ ص
(٢١٢)
باب ثواب خواندن قرآن
٤١٤ ص
(٢١٣)
باب دستور به خواندن قرآن از روى آن
٤١٧ ص
(٢١٤)
باب شمرده و هموار خواندن قرآن با آواز خوش
٤١٨ ص
(٢١٥)
باب كسى كه هنگام خواندن قرآن خود را بغش ميزند
٤٢١ ص
(٢١٦)
باب مدت خواندن يك ختم قرآن
٤٢٢ ص
(٢١٧)
باب اينكه قرآن بهمانسان كه نازل گرديده بالا رود نه بدانسان كه خوانند
٤٢٤ ص
(٢١٨)
باب فضيلت برخى از سوره ها و آيات قرآن
٤٢٥ ص
(٢١٩)
فضيلت سوره قدر و قل هو الله و آية الكرسى
٤٢٧ ص
(٢٢٠)
فضيلت سوره تكاثر و حمد و فلق و ناس
٤٢٩ ص
(٢٢١)
آياتى از قرآن براى امان بودن از سوختن و غرق و دزدى
٤٣١ ص
(٢٢٢)
فضيلت سوره اذا زلزلت
٤٣٤ ص
(٢٢٣)
باب نوادر
٤٣٥ ص
(٢٢٤)
نزول قرآن مطابق مثل معروف «اياك اعنى »
٤٣٩ ص
(٢٢٥)
برخى از روايات كه اشعار بتحريف دارد و معناى آنها در پاورقى و بحثى درباره تحريف قرآن از مترجم
٤٤٠ ص
(٢٢٦)
آيه سوره كهف را هر كه بخواند هر ساعت شب بخوابد بيدار مى شود
٤٤٣ ص
(٢٢٧)
حديثى درباره مصحف على عليه السلام و بحثى در پاورقى از مترجم
٤٤٤ ص
(٢٢٨)
باب اندازه واجب در معاشرت
٤٤٧ ص
(٢٢٩)
باب خوش سلوكى با مردم
٤٤٩ ص
(٢٣٠)
باب كسى كه رفاقت و همنشينى با او لازم است
٤٥١ ص
(٢٣١)
باب كسى كه همنشينى و رفاقت با او بد است
٤٥٣ ص
(٢٣٢)
با پنج كس هم نشين مشو
٤٥٥ ص
(٢٣٣)
باب دوستى كردن با مردم
٤٥٧ ص
(٢٣٤)
آگاه كردن مرد برادر (دينى) خود را بدوستيش
٤٥٨ ص
(٢٣٥)
باب سلام كردن
٤٥٩ ص
(٢٣٦)
باب آنكه بايد آغاز سلام كند
٤٦٢ ص
(٢٣٧)
باب اينكه چون يكتن از ميان يك گروه سلام كرد از ديگران كافى است و چون يكى از ميان يك گروه جواب داد از ديگران كافى است
٤٦٣ ص
(٢٣٨)
باب سلام كردن به زنها
٤٦٤ ص
(٢٣٩)
باب سلام كردن بر سائر ملتها
٤٦٤ ص
(٢٤٠)
جواب سلام يهودى و مسيحى و مشرك
٤٦٥ ص
(٢٤١)
دست دادن با كفار
٤٦٧ ص
(٢٤٢)
باب نامه نوشتن مسلمان با اهل ذمه (يهود و نصارى و مجوس)
٤٦٨ ص
(٢٤٣)
باب چشم پوشى و گذشت
٤٦٨ ص
(٢٤٤)
باب نادر
٤٦٩ ص
(٢٤٥)
باب عطسه و جوابى كه هنگام عطسه زدن كسى بايد گفت
٤٧٠ ص
(٢٤٦)
باب لازم بودن احترام از مسلمان ريش سفيد و سالخورده
٤٧٨ ص
(٢٤٧)
باب گرامى داشتن شخص كريم و بزرگوار
٤٧٩ ص
(٢٤٨)
باب حق شخص وارد
٤٨٠ ص
(٢٤٩)
باب اينكه مجلسها امانت است
٤٨٠ ص
(٢٥٠)
باب سر بگوشى صحبت كردن
٤٨١ ص
(٢٥١)
باب كيفيت نشستن
٤٨٢ ص
(٢٥٢)
باب تكيه دادن (بر دستها) و روى پا نشستن
٤٨٤ ص
(٢٥٣)
باب شوخى و خنده
٤٨٥ ص
(٢٥٤)
مؤمن مزاح است
٤٨٦ ص
(٢٥٥)
باب حق همسايگى
٤٨٩ ص
(٢٥٦)
داستان يعقوب و سبب بلاى او
٤٩١ ص
(٢٥٧)
دستورى براى آسوده شدن از آزار همسايه
٤٩٢ ص
(٢٥٨)
باب حد همسايگى
٤٩٣ ص
(٢٥٩)
باب خوش رفاقتى و حق رفيق در سفر
٤٩٤ ص
(٢٦٠)
داستانى از همسفر شدن على عليه السلام با شخص ذمى
٤٩٥ ص
(٢٦١)
باب نوادر
٤٩٦ ص
(٢٦٢)
باب نامه نوشتن بهمديگر
٤٩٥ ص
(٢٦٣)
باب نهى از سوزاندن كاغذهاى نوشته
٤٩٩ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص

ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٢٨ - باب مستضعف (ناتوان در دين)

٥-

عمر بن ابان گويد: از امام صادق عليه السّلام در باره مستضعفين پرسيدم؟ فرمود: آنها اهل ولايت هستند، عرضكردم: چه ولايتى؟ فرمود: هر آينه آن ولايت در دين نيست بلكه ولايت (و هم بستگى) در ازدواج و ارث و معاشرت است، و ايشان نه مؤمنند و نه كافر، و از آنهايند كسانى كه باميد خداى عز و جل هستند (و كارشان با خدا است كه اگر خواهد عذاب كند يا ببخشد).

شرح‌

- مجلسى (ره) گويد: چون لفظ «ولايت» مجمل بوده و احتمال داده ميشد كه مقصود ولايت اهل بيت عليهم السّلام باشد سائل عرضكرده است: چه ولايتى، حضرت در پاسخ فرموده است: مقصود ولايت اهل بيت و امامان بر حق نيست زيرا اگر اين طور بودند در زمره مؤمنين بودند، يا اين كه مقصود از ولايت در دين آن ولايتى است كه بسبب اتحاد در دين ميانه مؤمنين است چنانچه خداى سبحان فرمايد:

وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ‌. يعنى مردان مؤمن و زنان مؤمنه برخى از آنها دوستان برخى هستند ... (سوره توبه آيه ٧١) و حضرت فرموده است اينان نيستند بلكه مقصود مردمى هستند كه متعصب در مذهب خود نيستند و با شما نيز بغض ندارند بلكه با شما ازدواج كنند و ارث دهند و آميزش كنند، يا اينكه مقصود اين است براى شما ازدواج و معاشرت ايشان جايز است آنان از شما ارث برند و شما از ايشان، پس پرسش سائل از حكم آنها بوده نه از وصفشان، يا اينكه حضرت حكمشان را بيان فرموده سپس آنها را معرفى كرده است كه اينان مؤمن نيستند و كافر هم نيستند.

٦-

اسماعيل جعفى گويد: از حضرت باقر عليه السّلام پرسيدم: از آن دينى كه بر بندگان روا نيست نسبت بدان نادان باشند (و بايد بدانند كه آن چه دينى است؟) فرمود: دين وسيع است، ولى خوارج از روى نادانى خودشان بر خود تنگ گرفتند (و گرفتار شدند) عرضكردم: قربانت (اجازه ميفرمائيد) من دين خودم را كه بر آن هستم براى شما باز گويم؟ فرمود: آرى، عرضكردم: گواهى دهم كه معبودى جز خداى يگانه نيست، و گواهى دهم كه محمد بنده و رسول اوست، و آنچه از جانب خداوند آورده است قبول دارم، و شما را دوست دارم، و از دشمن شما و هر كه بر شما بزرگى كند و استيلاء خواهد و خود را امير