ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٥٤ - معناى ترديد خدا (در حديث وما ترددت في شى ء ) و معناى (كنت سمعه الذى يسمع به )
توضيح
- شرح اين حديث و پاره توضيحات مربوط بآن در ذيل حديث ٨ بيايد.
٨-
حضرت باقر عليه السلام فرمود: چون پيغمبر (ص) را بآسمان بردند عرضكرد: پروردگارا حال مؤمن نزد تو چگونه است؟ فرمود: اى محمد هر كه بدوستى از من اهانت كند آشكارا بجنگ من آمده و من بيارى دوستانم از هر چيز شتابانترم، و من در هر كارى كه انجام دهم آن اندازه ترديد ندارم كه در باره وفات مؤمن ترديد دارم، او از مرگ بدش آيد، و من ناراحت كردن او را خوش ندارم، و براستى برخى از بندگان مؤمن من هستند كه جز توانگرى آنان را اصلاح نكند (و حالشان را نيكو نسازد) و اگر بحال ديگرى او را درآورم نابود و هلاك گردد، و برخى از بندگان مؤمن من هستند كه جز ندارى و فقر آنان را اصلاح نكند، و اگر او را بحال ديگرى بگردانم هر آينه هلاك گردد، و هيچ يك از بندگانم بمن تقرب نجويد با عملى كه نزد من محبوبتر باشد از آنچه بر او واجب كردهام، و بدرستى كه بوسيله نماز نافله بمن تقرب جويد تا آنجا كه من دوستش دارم، و چون دوستش دارم آنگاه گوش او شوم كه بدان بشنود، و چشمش شوم كه بدان ببيند، و زبانش گردم كه بدان بگويد، و دستش شوم كه بدان برگيرد، اگر بخواندم اجابتش كنم، و اگر خواهشى از من كند باو بدهم.
شرح
- اين دو حديث از لحاظ معنى از احاديث مشكله است كه چند جاى آن احتياج بشرح و توضيح دارد و دانشمندان بزرگوار شيعه هر كدام در خور فهم مردمان شرحى بر آن نگاشته و توضيحاتى دادهاند، و ما نيز بنوبه خود با رعايت كمال اختصار ملخصى از آن كلمات را در چند مورد نقل مىكنيم:
١- از جاهائى كه مورد بحث در اين دو حديث قرار گرفته است. آنجا كه فرمايد:
«و ما يتقرب الى عبد بشىء احب ...»
كه از آن استفاده شود كه عمل واجب هميشه از لحاظ فضيلت و ثواب برتر از عمل مستحب است، لكن مرحوم شهيد در قواعد فرموده است: ما جاهائى داريم كه از تحت اين قاعده خارج است، مانند برىء كردن ذمه بدهكار در مقابل مهلت دادن باو كه اولى مستحب است و دومى واجب و اولى فضيلتش در ثواب زيادتر است، و مانند اعاده نماز واجبى كه مكلف خوانده است با جماعت كه دومى با اينكه مستحب است بيست و هفت درجه برتر از نماز فراداى واجب است، و مانند نماز در بقاع شريفه كه برتر از غير آن است بصد هزار برابر تا دوازده برابر و ديگر موارد، و در حل آن گفته است: ولى در تمام اين موارد در حقيقت مستحب معارض با خود واجب نيست، و فزونى ثواب بخاطر اينست كه مشتمل بر مصلحتى زائد