ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٤٠ - باب در تفسير گفتار خداى تعالى «و برخى از مردم خدا را بر حرف پرستش كنند»
بر حرف پرستش كنند. پس اگر خوبى و خوشى بدو رسيد بدان آسوده خاطر است، و اگر آزمايش و فتنه بدو رسد روى برتابد در دنيا و آخرت زيانكار است» (سوره حج آيه ١١) پرسيدم؟ فرمود: اينان مردمى بودند كه خدا را پرستش كردند، و دست از پرستش آنچه جز خدا پرستش ميشد كشيدند، ولى در باره محمد (ص) و آنچه آورده بود شبهه كردند، و در شك بودند، پس اسلام را بزبان جارى كردند و گواهى دادند كه معبودى جز خداى يگانه نيست و اين كه محمد (ص) رسول خدا است، و بقرآن نيز اعتراف كردند، ولى با اين حال آنها در باره محمد (ص) و آنچه آورده بود در شك بودند، اگر چه در باره خدا شك نداشتند، خداى عز و جل فرمايد: «و برخى از مردمند كه خدا را بر حرف پرستش كنند» يعنى بر شك در باره محمد (ص) و آنچه آورده است «پس اگر باو خوبى رسد» يعنى عافيت در خود و مال و فرزندش «بآن آسوده گردد» و خوشنود گردد «و اگر فتنهاى باو رسد» يعنى بلائى در تن و يا مالش، آن را بفال بد گيرد و از پا برجا بودن بر اقرار پيغمبر (ص) بدش آيد و بتوقف و شك برگردد، و بدشمنى خدا و رسولش و انكار بپيغمبر و آنچه آورده است برخيزد.
شرح
- «حرف» در لغت بمعناى طرف و كنار و حاشيه است، مجلسى (ره) از بيضاوى نقل كند كه در تفسير «على حرف» گفته است يعنى در كنار دين است و پا برجا نيست مانند كسى كه در كنار (و حاشيه) لشكر است اگر احساس پيروزى كند پابرجا بايستد و گر نه فرار كند و بگريزد، و روايت شده كه اين آيه در باره دستهاى از بدويان حجاز نازل گرديد كه بمدينه آمده بودند (و اسلام اختيار كرده بودند) و هر كدام تنش سالم بود و اسبش كره خوبى ميزائيد، و زنش پسر نيكوئى مىآورد و مال و گلهاش زياد ميشد ميگفت:
از وقتى وارد در اين دين شدهام جز خوبى نديدم، و دلبند و آسوده خاطر ميگرديد و اگر بر خلاف آن بود ميگفت: جز بدى چيزى نديدم و برميگشت.
٢-
و نيز زراره از آن حضرت حديث كند كه در تفسير اين آيه فرمود: ايشان مردمى بودند كه خدا