ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٠٦ - باب ستونهاى كفر و شعبه هاى آن
غير اينها از اسباب بزرگ منشى كه در شماره نيايد».
(و بهر صورت امير المؤمنين عليه السّلام دنباله حديث فرمود: و غلو بر چهار شعبه است: بر تعمق در رأي (و دقت بسيار نمودن). تنازع در رأى. كجى (و اغراق از حق). شقاق (و دشمنى كردن با حق پرستان)، پس هر كه بسيار دقت (و خرده بينى) كند بحق نگرايد، و جز غرق شدن در امواج خروشان (شبهات و اباطيل) نيفزايد، فتنه از او دور نشود (و گرهى از عقدهاى اعتقادى او باز نشود) جز اينكه فتنه ديگرى (و مشكل تازهاى) گريبانگيرش شود و پرده دينش (با قيچى فتنه) بدرد، پس در كار درهم و برهمى فرو افتد (و حق و باطل بر او مختلط گردد). و هر كه در رأى نزاع و ستيزه كند بحماقت (يا بسستى و بزدلى) شهره گردد (و اين) بخاطر لجبازى دنباله دار (او است). و هر كه كج دل شد خوبى در نزد او زشت گردد، و بدى در نظر او زيبا گردد. و هر كه شقاق كند (و با حق پرستان دشمنى و نزاع كند) راههاى زندگى بر او تيره و تاريك گردد، و كار بر او دشوار شود، و بتنگنائى دچار گردد كه راه خلاصى از آن بسته شود، زيرا از راه مؤمنين پيروى نكرده است.
و شك داراى چهار شعبه است: مريه (يعنى ترديد. شك و جدل)، هوى، تردد، استسلام (يعنى تن دادن و گردن نهادن) و اينست گفتار خداى عز و جل: «پس بكدام نعمتهاى پروردگارت ستيزهجوئى» (سوره نجم آيه ٥٥).
و در روايت ديگر است (كه فرمود: شك): بر مريه است، و هراس از حق، و تردد، و استسلام در برابر نادانى و اهل آن. پس هر كه از آنچه در پيش او است (از حق و رغبت بسوى آخرت) بهراسد بپشت سر (يعنى بسوى باطل و دنيا) برگردد، و هر كه در دين ستيزه كند در شك بچرخد، و همرديفان او از مؤمنين از وى پيشى گرفته (چون شك ندارند) و بازماندگان (در ايمان كه پس از او بودند) او را دريابند، و لگد مال