ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٨٢ - داستانى از بنى اسرائيل
شود، تا اينكه از دنيا بيرون رود و گناهى بر او نباشد.
٩-
امام باقر عليه السّلام فرمود: پيوسته غم و اندوه گريبانگير مؤمن باشد تا براى او گناهى بجا نگذارند.
١٠-
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: رسول خدا (ص) فرموده است: خداى عز و جل فرمايد: هيچ:
بندهاى نباشد كه من بخواهم او را ببهشت ببرم جز آنكه او را ببلائى در تنش دچار كنم، پس اگر آن كفاره گناهانش شد (كه پاك شود) و گر نه هنگام مرگش بر او سخت گيرم تا نزد من آيد و گناهى بر او نباشد سپس او را ببهشت برم، و هيچ بندهاى نباشد كه بخواهم او را بدوزخ برم جز آنكه تنش را سالم كنم، پس اگر بدان سبب آنچه از من خواهد بپايان رسد (حسابش پاك شود) و گر نه از ترس آنكه بر او تسلط دارد آسوده خاطرش كنم، پس اگر طلبى كه نزد من دارد بدان پايان يابد (كه رها شود) و گر نه روزيش را بر او فراخ كنم، پس اگر طلبش از اين تمام شود (كه او را بس باشد) و گر نه (در آخر كار) مرگ را بر او آسان كنم تا نزد من آيد و هيچ كردار نيكى نزد من نداشته باشد سپس او را بدوزخ برم.
١١-
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: پيمبرى از پيغمبران بنى اسرائيل بمردى گذر كرد كه قسمتى از بدنش در زير ديوارى بود و قسمتى از آن بيرون از ديوار بود و مرغان پرنده او را از هم پاشيده و سگان تنش را دريده بودند، از آنجا گذشت شهرى پديدار شد وارد آن شهر شد ديد يكى از بزرگان آن شهر