ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٨٧ - باب دعاهاى كوتاه و مختصر براى همه حاجتهاى دنيا و آخرت
پروردگارا چه بد است كردارم و چه زشت است رفتارم، و چه سخت است دلم، و چه دراز است آرزويم و كوتاه است عمرم و (اين درازى آرزو ...) مرا بر نافرمانى آفريدگارم دلير كرده. پروردگارا چه اندازه آزمايش و بلايت نزد من نيكو است، و نعمتهايت بر من آشكار؟ نعمتهايت بر من بسيار است كه شمارهاش نتوانم و سپاسگزارى من در برابر آنها اندك است، پس بنعمت تو سرمست شدم و در معرض انتقام و پاداش بد تو قرار گرفتم، ياد تو فراموشم شد، و پس از دانائى بنادانى گرائيدم، و از عدالت بسوى ستم رفتم، و از نيكى بگناه درافتادم، و بخاطر ترس و خوفى كه پيدا كردم پا بگريز نهادم، وه كه چه اندازه اندك و كم است حسنات من در برابر گناهانم؟ و چه اندازه گناهانم در برابر كوچكى جثهام و ناتوانى اعضايم بسيار و بزرگ است؟.
پروردگارا چه اندازه آرزويم دراز است در برابر عمر كوتاهم، و عمرم كوتاه است در مقابل آرزوهاى دور و درازم، و چه مقدار درون و برونم زشت است.
پروردگارا اگر بخواهم (براى كارهايم) دليلى آورم دليل ندارم، و اگر خواهم عذر آورم عذرى ندارم و اگر مبتلا گردم يا نعمتى بمن داده شود شكر ندارم اگر تو مرا در شكر آن كمك نكنى، پروردگارا چه اندازه ميزان (اعمال) من در قيامت سبك است اگر تو او را نچربانى، و زبانم لرزانست اگر تو آن را ثابت نكنى، و رويم سياه است اگر تو او را سپيد نكنى، پروردگارا چگونه گناهان گذشتهام اركان مرا شكستهاند؟ پروردگارا چگونه جوياى شهوتهاى دنيا هستم و بر نااميدشدنم از رسيدن بآنها گريه كنم، ولى گريه نكنم بر اينكه افسوسهاى بر گناهم و تقصيرم سخت و بسيار است؟ پروردگارا دواعى دنيا مرا بسوى خود خواندند و من زود آنها را اجابت كردم و با ميل بسوى آنها رفتم، ولى دواعى آخرت مرا بسوى خود خواندند و من در اجابتش درنگ كردم و كندى ورزيدم و بدانسان كه بسوى دنيا و