ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٧١ - باب كسى كه برادر دينيش از او كمك بخواهد و او كمكش ندهد
يوشع بن نون فرمود: آيا نميدانى كه خداوند بر آنها خشم كرد پس از آنكه از آنان خشنود و راضى بود، و اين پيش آمد براى آن كارى بود كه با تو كردند عرضكرد: مگر آنها با من چه كردند؟ يوشع جريان را گفت، آن مرد گفت: من آنها را حلال كردم و از آنها گذشتم؟ فرمود: اگر اين (گذشت تو) پيش از آمدن عذاب بود بآنها سود ميداد ولى اكنون براى آنان سودى ندارد، و شايد پس از اين به آنها سود بخشد.
٣-
(اين حديث مانند حديث اول است كه ترجمه آن گذشت).
٤-
ابو حمزه گويد: بحضرت باقر عليه السلام عرضكردم: قربانت، چه فرمائى در باره مسلمانى كه براى ديدار يا براى حاجتى نزد مسلمانى برود و او در خانه باشد و اجازه ورود بخواهد، و او اجازه ندهد و از خانه هم بيرون نيايد؟ فرمود: اى ابا حمزه هر مسلمانى كه براى ديدار يا خواستن حاجتى نزد مسلمانى برود و او در خانه باشد اجازه ورود بخواهد و او بيرون نيايد پيوسته در لعنت خدا باشد تا همديگر را ديدار كنند، عرضكردم: قربانت در لعنت خدا است تا همديگر را ديدار كنند؟ فرمود: آرى اى ابا حمزه.
توضيح
- مجلسى (ره) گويد: شايد مقصود ديدار براى عذرخواهى يا بهمراه عذرخواهى باشد.
باب كسى كه برادر دينيش از او كمك بخواهد و او كمكش ندهد
١-
حضرت باقر عليه السلام فرمود: كسى كه در كمك كردن ببرادر مسلمانش بخل ورزد و از اقدام