ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٨٢ - باب همنشينى با گنهكاران
بقحطى و كمى (خوار و بار و ساير وسائل زندگى) مأخوذ دارد، و هر گاه از دادن زكاة دريغ كنند، زمين بركات خود را از زراعت و ميوهها و معادن همه آنها (از آنان) دريغ كند، و هر گاه در احكام بناحق حكم كنند همكارى در ستم و عدوان كنند (و بستم همديگر دچار شوند) و چون پيمانشكنى كنند خداوند دشمنشان را بر آنان مسلط كند، و چون قطع رحم كنند خداوند اموال (و ثروتها) را در دست اشرار قرار دهد، و چون امر بمعروف و نهى از منكر نكنند و پيروى از نيكان اهل بيت من ننمايند خداوند اشرار آنان را بر ايشان مسلط گرداند، پس نيكان آنها دعا كنند و مستجاب نشود.
توضيح
- مجلسى (ره) گويد: اينكه قطع رحم سبب- افتادن اموال در دست اشرار است بتجربه رسيده و براى آن اسبابى نهانى و ظاهرى است، و عمده اسباب نهانى آن قطع لطف خداوند از ايشان است و از جمله اسباب ظاهرى آن اينست كه آنها در جلوگيرى از ستم همكارى نكنند پس اشرار بر آنها چيره گردند.
و اموال آنها را بگيرند.
باب همنشينى با گنهكاران
١-
حضرت صادق عليه السلام فرمود: براى مؤمن سزاوار نيست كه در مجلسى بنشيند كه خداوند در آن مجلسى نافرمانى شود و آن مؤمن قدرت بر بهمزدن آن مجلس نداشته باشد.
٢-
جعفرى گويد: شنيدم حضرت ابو الحسن عليه السلام بمن فرمود: چرا مينگرم كه تو نزد عبد الرحمن بن يعقوب هستى، (جعفرى) عرضكرد: او دائى من است؟ حضرت فرمود: او در باره خدا