ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٢٥ - شبهة زراره درباره اهل سنت و جواب امام عليه السلام
را تكرار كرد) گويد: پس فرمود: چه گوئى در گفتار خداى عز و جل: (سوره نساء آيه ٩٨) «مگر مستضعفان (ناتوانان) از مردان و زنان و كودكانى كه نه چاره توانند و نه راه برند، كه بايمان رسند؟
عرضكردم: آنها هم نيستند جز مؤمن يا كافر، فرمود، بخدا، سوگند آنها نه مؤمنند و نه كافر، سپس رو بمن كرد و فرمود: چه گوئى در باره اصحاب اعراف؟ (اعراف نام ديوارى است ميان بهشت و جهنم چنانچه از روايات و تفاسير استفاده شود و پيش از اين نيز گذشت) عرضكردم: آنها هم نيستند جز مؤمن و يا كافر، اگر ببهشت روند مؤمنند و اگر بدوزخ روند كافرند، فرمود: بخدا سوگند نه مؤمنند و نه كافر و اگر مؤمن بودند ببهشت ميرفتند چنانچه ديگر مؤمنان ببهشت ميروند، و اگر كافر بودند بدوزخ ميرفتند چنانچه ديگر كافران بدوزخ روند، ولى آنها مردمى هستند كه كارهاى نيك و كارهاى بد آنها برابر است، و كردار نيك آنها را (ببهشت) نرساند و حال اينها چنانست كه خداى عز و جل فرموده.
پس من عرضكردم: آيا ايشان از اهل بهشتند يا از اهل دوزخ؟ فرمود: آنها را واگذار همان جا كه خدا واگذارده (يعنى كارشان با خدا است) عرضكردم: آيا كار آنها را بتأخير اندازى (كه خدا هر چه خواهد با آنها انجام دهد)؟ فرمود: آرى من هم بتأخير اندازم چنانچه خداوند بتأخير انداخته، اگر بخواهد بسبب رحمت خود آنها را ببهشت برد، و اگر خواهد بسبب گناهانشان بدوزخشان كشد و ستمى هم بآنها نكرده، عرضكردم: آيا كافرى ببهشت ميرود؟ فرمود: نه، عرضكردم: آيا بجز كافر كسى بدوزخ رود، فرمود: نه، جز آنكه خدا بخواهد، اى زراره من ميگويم آنچه خدا خواهد. (همان شود) و تو نميگوئى آنچه خدا خواهد، هر آينه اگر تو بزرگ شوى از اين حرف برگردى و خشمت (نسبت بمخالفان)