ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢ - باب دوستى دنيا و حرص بر آن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
/ ادامه كتاب ايمان و كفر/
باب دوستى دنيا و حرص بر آن
١-
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: ريشه و سر هر خطاكارى دوستى دنيا است.
توضيح
- بايد دانست كه دنيا و دوستى آن بخودى خود مذموم نيست، آنچه مذموم است آن دنيائى است كه انسان را از كسب كمالات و تحصيل آخرت باز دارد، و او را بمهالك اندازد، و گر نه وسيله بسيارى از سعادات همين دنيا و دوستى آن است، دنيا است كه محل نزول فرشتگان رحمت، و خانه پيمبران، و جاى تجارت اولياء خدا بوده، چنانچه امير المؤمنين عليه السّلام فرمايد، و روى همين اصل، پيمبران و ائمه اطهار از خداى تعالى طول عمر و ماندن در دنيا را مىخواستند، چنانچه در كلام سيد الساجدين عليه السّلام است، كه از خدا براى صرف در اطاعتش طول عمر ميخواهد، و البته اين چنين دنيائى عين آخرت است، چنانچه در روايت صحيح از ابن ابى يعفور حديث شده است كه گويد: عرضكردم بحضرت صادق عليه السلام كه ما دنيا را دوست داريم؟ فرمود: ميخواهى براى چه كار؟ عرضكردم مىخواهم بوسيله آن تزويج كنم و حج بجاى آورم و بر نانخورهاى خود انفاق كنم، و به برادران دينى خود برسانم، و صدقه دهم؟
فرمود: اين از دنيا نيست، (بلكه) اين آخرت است. پس رويهمرفته آنچه از اخبار و آيات استفاده مىشود آن است كه دوستى دنيائى كه باعث فراموشى آخرت و تن پرورى و واگذاردن دستورات الهى و حرص بر لذات و شهوات و گناهان و امثال اينها باشد مذموم است، و بعبارت روشنتر دنيا را براى دنيا بخواهد نه براى آخرت، ولى اگر دنيا را براى درك سعادات و كسب كمالات و آخرت بخواهد مذموم نيست بلكه ممدوح است (اين بود ملخص كلام مجلسى عليه الرحمة در باب ذم دنيا).