تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤١٧ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ٥٠ تا ٥٩
ما را بآن وعيد مىنمايى چه صبر بر آن ماحى ذنوب و موجب قربست بحضرت عزت و يا بسببى از اسباب موت و صلب و قتل تو ما را انفع و اجراى اسباب است برسيدن بثواب جاودانى و تقرب بحضرت سبحانى پس چون كه او سبحانه ما را مجازات عظيم خواهد داد بر ايمان و صبر ما كه آن جنت نعيم است كه سمت فنا و زوال نپذيرد پس قطع و صلب تو ضرر بما نرساند بلكه علت منفعت ابدى و باعث سرور و بجهت سرمدى خواهد بود إِنَّا نَطْمَعُ بدرستى كه ما طمع ميداريم أَنْ يَغْفِرَ لَنا آنكه بپوشاند براى ما رَبُّنا پروردگار ما و عفو نمايد خَطايانا گناهان ما را أَنْ كُنَّا بجهت آنكه بوديم از اهل اين محفل و يا از آل فرعون و اتباع او أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ اول گرويدگان بوحدانيت خدا و بنبوت موسى (ع) اين جمله بحسب معنى تعليل ثانيست مر نفى ضبر را و يا تعليل علت متقدمه يعنى رجوع ما بثواب و رحمت حضرت عزت بجهت آنست كه ما اول گرويدگانيم باو سبحانه آوردهاند كه فرعون بفرمود تا دست راست و پاى چپ آن مؤمنانرا بريدند و ايشان را از دارهاى بلند درآويختند و حضرت موسى (ع) براى ايشان ميگريست و حضرت عزت حجابها از پيش نظر او برداشت و منازل قرب و مقامات ايشان را بنظر او درآورد تا تسلى يافت و مرويست كه اول كسى كه بقطع ايدى و ارجل امر كرد فرعون بود پس موسى بعد از اين صورت چند سال ديگر در ميان فرعونيان دعوت ميكرد و معجزات بديشان مينمود و روز بروز عناد ايشان بيشتر ميشد تا هلاك ايشان به نزديك رسيد و حكم الهى صادر شد كه موسى (ع) با قوم خود از مصر بيرون رود كما قال جل ذكره وَ أَوْحَيْنا و وحى كرديم إِلى مُوسى بسوى موسى أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي آنكه در شب به بر بندگان مرا يعنى بنى اسرائيل را از مصر بيرون بر كه نجات شما و هلاكت كفره در اينست و نوعى كن كه در وقت رفتن شما كسى از فرعونيان بر اين واقف نشود و تا ايشان خبردار گردند شما قطع مسافت بسيار كرده باشيد و بشما نتوانند رسيد كه ضرر و ايذا رسانند إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ بدرستى كه شما از پى درآمده شدگانيد يعنى فرعون و قوم او از پى شما درآيند اما بشما نرسند بلكه ما شما را از دريا بگذرانيم و ايشان را غرق سازيم در مختار القصص آوردهاند كه موسى بنى اسرائيل را امر فرمود تا پيرايهها و زيورها را قبطيان ببهانه آنكه عيد ما نزديكست و ميخواهيم كه اهالى خود را بدان بيارائيم عاريه گرفتند و وعده فرمود كه در فلان شب تهيه اسباب نموده بوقت طلوع قمر بفلان موضع جمع شويد ايشان بر اين صورت اسباب سفر را بتقديم رسانيدند و چون وقت رحيل رسيد راه دروازه را بر ايشان مشتبه گشت منشأ اين را معلوم كردند چنان بود كه يوسف (ع) دعا كرده بود كه بنى اسرائيل تا تابوت وى با خود بيرون نبرند از مصر بيرون نتوانند رفت و از آن قوم هيچكس را بر مدفن يوسف اطلاع نبود موسى خود