تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣١ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ١ تا ٩
و بهتان نسبت باختلاق چه آن را نسبت بكسى ميدهند كه وى از اين بريست نزد بعضى ضمير جاءوا راجع بقوم معاونست و از مقول كفار يعنى كافران گفتند كه آمدهاند آن قوم معاون بستم و دروغ و اصح قول اول است و چون جاء و أتى را استعمال ميكنند در معنى فعل از اين جهت متعدى بنفسه واقع شده و گاه هست كه بمعنى ورود ميآيد چون جئت المكان و محتملست كه نصب ظلما و زورا بنزع خافض باشد و تقدير اين كه جاءوا الى الظلم و الزور پس حذف حرف جر شده و ايصال فعل باو گشته و در كشاف گفته كه ظلم و زور ايشان در اين مقوله از اين حيثيت است كه ميگفتند كه كلام عربى كه جميع فصحاى عرب عاجز بودند از اتيان بمثل آن ملقن است از عجمى و رومى وَ قالُوا و ديگر گفتند كه آن كلام أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ افسانهاى پيشينيان است كه در كتابها نوشتهاند اكْتَتَبَها نوشته است و فرا گرفته آن را از كتب متقدمه براى خود و يق (اكتبته اى كتبه لنفسه و اخذه كما يقول استكب الماء و اصطبه إذا سكبه و صبه لنفسه و اخذه) و يا اكتتاب بمعنى استكتاب باشد يعنى آن را نويسانيده چه خود نمى تواند نوشت فَهِيَ پس آن نوشتها تُمْلى عَلَيْهِ املا كرده ميشود بر او بُكْرَةً وَ أَصِيلًا در بامداد و شبانگاه يعنى در دو طرف روز يا در هر شب و روز آيتها را بر او ميخوانند تا ياد ميگيرد چه خود نميتواند خواند و از ظهر كتاب نميتواند خوانده و چون حفظ كرد بر ما ميخواند و ميگويد كه اين وحى است قُلْ بگو اى محمد (ص) در رد سخن ايشان كه أَنْزَلَهُ الَّذِي فرستاده است قرآن را آن كسى كه بلا شبهه يَعْلَمُ السِّرَّ ميداند هر پوشيده را فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ در آسمانها و زمينها باين دليل كه كلامى است مشتمل بر اخبار از مغيبات و علم غيب خاصه حق سبحانه است و ديگر آنكه همه فصحا و بلغاى شما از اتيان بمثل آن عاجزند پس چنين كلام جز از نزد ملك علام نباشد و چون چنين است پس چگونه آن را اساطير الاولين ميگويند إِنَّهُ بدرستى كه و سبحانه كانَ غَفُوراً هست آمرزنده كه پرده كرم بر جرايم بندگان ميپوشد رَحِيماً مهربان كه در عقوبت عاصيان تعجيل نميكند و لهذا در عقوبت شما مسارعت نميفرمايد با وجود كمال قدرت او بر آن و استحقاق شما بنزول عذاب و ورود عقاب بر شما وَ قالُوا و گفتند صناديد قريش چون ابو جهل و عتبه و اميه و عاص و امثال ايشان بر سبيل تهكم كه ما لِهذَا الرَّسُولِ چيست اين پيغمبر را و چه بوده كه با آنكه دعوى رسالت ميكند يَأْكُلُ الطَّعامَ ميخورد خوردنى را مانند ما وَ يَمْشِي و ميرود براى طلب معيشت چون ديگران فِي الْأَسْواقِ در بازارها اگر دعوى او درست