ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٦٤ - باب دشنام گوئى
كه مصدر و بمعناى دشنامگوئى است و «مشرف» بكسر راء كه اسم فاعل و بمعناى كسى كه در پرتگاه هلاكت قرار گيرد، و ديگرى «سباب» بفتح سين و تشديد باء كه صيغه مبالغه و بمعناى بسيار دشنامگو و «مشرف» بفتح راء كه مصدر ميمى و بمعناى پرت شدن است. سپس در باره خود دشنام گويد: دشنام بحسب لغت شامل قذف يعنى نسبت بزنا و زنازادگى هم مىشود، و بعيد نيست بيشتر اين اخبار نيز شامل آن گردد، ولى در اصطلاح فقهاء آنست كه قذف نباشد مانند اينكه بگويد: اى شرابخوار، اى رباخوار، اى ملعون، اى سگ، اى خوك .... و امثال اينها كه متضمن استخفاف و توهين باشد.
٢-
امام باقر عليه السّلام فرمود: كه رسول خدا (ص) فرموده است: دشنامگوئى بمؤمن نافرمانى است، و جنگيدن با او كفر است، و خوردن گوشتش (بوسيله غيبت) گناه است، و احترام مال مؤمن مانند احترام خون اوست.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: مقصود از كفر در جنگيدن با مؤمن كفرى است كه بمرتكب كبيره اطلاق شود، يا كفر واقعى است در صورتى كه آن را حلال شمارد، و گفته شده: گويا از باب اينكه جنگيدن از اسباب كفر است بطور مجاز كفر ناميده شده يا مقصود كفران نعمت الفت بين مسلمانان است كه خداوند قرار داده است.
٣-
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: مردى از قبيله بنى تميم نزد پيغمبر (ص) آمده عرضكرد: بمن سفارشى (و وصيتى) بفرما، پس در آنچه حضرت باو سفارش فرموده اين بود كه: بمردم دشنام مدهيد تا (در نتيجه) كسب عداوت (و دشمنى) ميان آنها كنيد.
٤-
عبد الرحمن بن حجاج از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام حديث كند كه در باره دو مرديكه بهم دشنام دهند فرمود: آنكه آغاز بدشنام كرد ستمكارتر است، و گناه او و گناه رفيقش بگردن اوست تا زمانى كه از ستمكشيده (و مظلوم) معذرت نخواسته.
٥-
حضرت باقر عليه السلام فرمود: هيچ گاه مردى بكفر مرد ديگر گواهى ندهد (مثل اينكه