ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٤١ - برخى از روايات كه اشعار بتحريف دارد و معناى آنها در پاورقى و بحثى درباره تحريف قرآن از مترجم
صلى اللَّه عليه و آله نازل فرمود همين است كه در دست مسلمانان و ميان دو جلد است، و كم و زيادى از آن نشده، و تعداد سورههايش نزد مردم (١١٤) سوره است و نزد ما سوره وَ الضُّحى و أَ لَمْ نَشْرَحْ يك سوره است و سوره لِإِيلافِ و أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ، يك سوره است، و هر كس بما نسبت دهد كه ما گوئيم بيش از اين است دروغگو است، سپس صدوق (ره) براى اثبات عدم تحريف استدلال كرده برواياتى كه در ثواب خواندن سورهها در نمازها و غير آن رسيده است، و نيز در ثواب ختم قرآن و تعيين زمان ختم آن رواياتى رسيده و جز اينها از مطالب ديگر (كه همگى دلالت دارند بر اينكه تحريف و تغييرى در قرآن رخ نداده) سپس داستان جمع قرآن كه امير المؤمنين عليه السّلام فرموده ذكر كند و فيض (ره) نيز وجهى براى آن بيان كرده و سپس دنباله بحث عدم تحريف يكى دو حديث ديگر كه اشعار بتحريف دارند ذكر ميكند كه يكى اين حديث است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: اگر مردم قرآن را چنانچه نازل شده ميخواندند دو نفر با هم اختلاف (در اين دين) نداشتند، و حديث ديگر حديثى است كه كلينى (ره) در كتاب روضه نقل كرده در نامهاى كه حضرت باقر عليه السّلام بسعد الخير نوشتند اين جمله است: «و از پشت پا زدن اين مردم بقرآن اين بود كه حروف آن را برپا داشتند و حدود آن را تحريف كردند ...» و سپس گويد: و اين دو حديث نيز دلالت دارند بر آنچه ما گفتيم كه مقصود از تحريف و تغيير و حذف همانا از نظر معنى و تفسير است نه از نظر لفظ، يعنى از نظر تفسير و تأويل آن را تغيير و تحريف كردهاند و بر خلاف آنچه خداى تعالى اراده فرموده حمل نمودهاند، و همچنين مقصود از رواياتى كه (در برخى از آيات) رسيده است كه اين آيه اين گونه نازل شده همين است (يعنى از لحاظ تفسير و تأويل مقصود خداوند اين بوده است و نزول آن اين گونه بوده) نه آنچه مردم از ظاهر اين روايات فهميدهاند، و مقصود ائمه عليهم السلام اين نيست كه در لفظ اين گونه نازل شده و دستخوش تحريف و تغيير گرديده.
(پايان كلام فيض- ره-)
مترجم گويد
: اين بهترين وجهى است كه براى حمل اخبارى كه اشعار بر تحريف دارند ذكر شده و گر نه جمعى از علماى شيعه مانند سيد مرتضى (ره) اخبارى كه دلالت بر تحريف كند از حشويه دانسته و بكلى بىاعتبار شمرده است، و نظير آنچه فيض (ره) در حمل اين گونه اخبار بيان كرده است جمعى از اخباريين مانند شيخ حر عاملى در كتاب اثبات الهداة نيز چنين حمل كردهاند و ما در اينجا كلام فيض (ره) كه جامعترين و در عين حال فشردهتر از كلمات ديگران بود روى رعايت جنبه اختصار انتخاب كرديم. و نكته ديگرى كه ما را بر آن داشت كه كلام فيض (ره) و آنچه در ضمن از صدوق (قده) نقل كرده بود نقل كنيم و دنباله آن اشاره بكلام شيخ حر عاملى (ره) بنمائيم اين بود كه عقيده تحريف از اخباريين سرچشمه گرفته است و برخى از آنان هستند كه پافشارى در اين باره داشتهاند و تأليفاتى هم در اثبات آن نمودهاند و ذكر كلام اين سه بزرگوار كه خود از اخباريين و مورد احترام طرفين هستند براى پاسخ دادن بكسانى است كه دنبال گفته برخى از اخباريين اين بحث را تا بامروز كشاندهاند و گر نه بنا بگفته يكى از اساتيد بزرگ حفظه اللَّه تعالى ميفرمود: گويا من تمام قرآن را بهمين نحو كه هست هم اكنون با گوش خود از