ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٥١ - باب دعا براى دردها و بيماريها
الضُّرِّ عَنْكُمْ وَ لا تَحْوِيلًا، فيا من لا يملك كشف ضرى و لا تحويله عنى احد غيره صل على محمد و آل محمد و اكشف ضرى و حوله الى من يدعو معك الها آخر لا اله غيرك»
. ٢-
داود بن زربى گويد: من در مدينه بيمار سختى شدم، و خبر آن به حضرت صادق عليه السّلام رسيد، پس بمن نوشت: خبر بيماريت بمن رسيد، پس يك صاع (تقريبا سه كيلو) گندم بخر، سپس بپشت بخواب و آن گندم را روى سينهات بريز و پهن كن بهر گونه كه ريخت و بگو:
«اللهم انى أسألك باسمك الذى اذا سألك به المضطر كشفت ما به من ضر و مكنت له في الارض و جعلته خليفتك على خلقك ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تعافينى من علتى»
سپس برخيز و درست بنشين و گندمها را از اطراف خود جمع كن، و (دوباره) همان دعا را بخوان و آن را بچهار مد (كه هر مدى تقريبا ده سير است) تقسيم كن، هر قسمتى را بمسكينى (و مستمندى) بده و همان دعا را بخوان. داود گويد: من دستور آن حضرت را انجام دادم (و آنقدر زود اثر داشت كه همان ساعت بيماريم برطرف شد) و گويا از بند آزاد شدم، و بسيارى از مردم آن را انجام دادهاند و از آن سود بردهاند.
٣-
حسين بن نعيم گويد: يكى از فرزندان حضرت صادق عليه السّلام بيمار شد حضرت باو فرمود:
اى پسركم! بگو:
«اللهم اشفنى بشفائك و داونى بدوائك و عافنى من بلائك فانى عبدك و ابن عبدك»
. ٤-
يونس بن عمار را (غده يا جراحت ديگرى در صورتش پيدا شد) گويد: بحضرت صادق عليه السّلام