ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٩ - باب ظلم و ستم كردن
اينكه مقصود اين باشد كه بدشمن مؤمن نفرين كند كه گرفتار بلا گردد كه خدا آن را نپسندد و بر خود بلكه بر برادر مؤمن خود ظالم گردد، زيرا مقتضاى اخوت ايمانى اين بود كه بصلاح او دعا كند ... سوم:
اينكه اصرار در دعا كند تا آنكه دعايش مستجاب گردد، و بر دشمن مسلط گردد، و باو ستم كند كه در اين صورت كار بر عكس شود، در صورتى كه حال او يعنى مظلوم بودنش براى او بهتر بود. (و جمعا ٦ وجه ذكر فرموده است كه سه وجه آن بدون مراعات ترتيب انتخاب شد).
١٨-
عبد اللَّه بن سنان گويد: حضرت صادق عليه السّلام فرمود: هر كه براى ستم كارى در ستمى كه كرده است عذر بتراشد (و در صدد دفع سرزنش و ملامت مردمان نسبت باو برآيد) خداوند بر او مسلط كند كسيرا كه باو ستم كند، و اگر دعا كند (كه آن ستم را از او دور كند) مستجاب نكند، و در برابر ستمى كه باو شده پاداشى باو ندهد.
١٩-
ابو بصير گويد: كه امام باقر عليه السلام فرمود: خداوند از (هيچ) ستمكارى انتقام نگيرد مگر بوسيله ستمكار ديگرى، و اينست گفتار خداى عز و جل «و بدينسان بگماريم بعضى از ستمگران را بر بعضى» (سوره انعام آيه ١٢٩).
٢٠-
از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه رسول خدا (ص) فرمود: هر كه بديگرى ستم كرد و او را از دست داد (يعنى دسترسى باو نداشت كه از او رضايت بجويد) از خدا براى او طلب آمرزش كند، زيرا كه همان كفاره ستم او گردد.
توضيح
- مجلسى عليه الرحمة گويد: شايد اين خبر حمل گردد بر آن موردى كه حق مالى نباشد مانند غيبت و امثال آن، و گر نه واجب است كه مال را از او صدقه بدهد، مگر آنكه كسى بگويد: تصدق نيز يكنوع طلب آمرزشى است براى او.
٢١-
حضرت موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: رسول خدا (ص) فرمود: هر كه صبح كند و در دل قصد ستم