ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٧٨ - باب نفرين بر دشمن
بار خدايا مرگش را نزديك كن و اثرش را از ميان بردار، و پروردگارا در آن شتاب كن، الساعة، الساعة (يعنى هم اكنون)، گويد: همين كه بكوفه آمديم شبانه وارد شديم، و از خانواده خود از حال آن مرد پرسيدم و گفتم: فلانى چه كرد؟ گفتند: مريض و بيمار است، و هنوز سخنم را بپايان نرسانده بودم كه صداى شيون از خانهاش بلند شد و گفتند: مرد.
٤-
يعقوب بن سالم گويد: خدمت حضرت صادق عليه السّلام بودم پس علاء بن كامل بآن حضرت عرضكرد:
همانا فلان كس بمن (آزار) ميكند (و هر چه خواهد) ميكند؟ اگر صلاح ميدانيد بدرگاه خداى عز و جل بر او نفرين كنيد؟ فرمود: اين از ضعف (و ناتوانى) تو است بگو: «بار خدايا تو از هر چيز كفايت كنى و چيزى از تو كفايت نكند كار فلان كس را در باره من كفايت فرما بدان چه خواهى و هر گونه خواهى و از هر راهى كه خواهى و از آنجا كه خواهى».
شرح
- مجلسى (ره) گويد: اينكه امام عليه السّلام فرمود: «اين از ضعف تو است» چند احتمال دارد (١) اشاره باينست كه ضرر زدن بدشمن بسبب نفرين بواسطه ضعف تقوى و ورع و ضعف دعا و توكل بر خدا است.
(٢) اينكه مقصود ضعف يقين تو است كه بخدا پناه نبردى و بدرگاه او نرفته و بنزد من آمدهاى و از من درخواست دعا كنى. (٣) مقصود ضعف در تقيه و كيفيت معاشرت است كه نتوانستهاى دشمن را راضى نگهدارى.
(٤) اشاره بچيزى كه از سخنان آن حضرت در ضمن معلوم مىشود، كه چنين استفاده شود كه دعا كرده و چون دعايش مستجاب نشده اينك بدان حضرت توسل جسته، و معناى فرمايش حضرت بنا بر اين چنين است: كه مستجاب نشدن دعاى تو بخاطر ضعف (و كمى) دانش تو در باره دعا و آداب و شرائط آنست، سپس اين دعا را باو آموخت.
٥-
مسمعى گويد: همين كه داود بن على (كه از جانب خلفاى عباسى حاكم مدينه بود) معلى بن خنيس را (كه آزاد كرده امام صادق عليه السّلام و از نزديكان آن حضرت بود) كشت، آن حضرت عليه السّلام فرمود:
هر آينه نفرين كنم بدرگاه خدا بر كسى كه آزادشده من (معلى) را كشته، و مال مرا ربوده است؟ داود بن