ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٧٧ - باب نفرين بر دشمن
برخوردم نفرينش كردم، گويد: فرمود: چون بتو پشت كند و رو گرداند نفرينش كن، پس من اين كار را كردم و زمانى نگذشت كه خدا مرا از شر او آسوده كرد.
شرح
- ظاهر اين خبر با ذيل حديث اول از باب قبل كمى منافات دارد زيرا در آنجا فرمود نفرين در حق همسايه صحيح نيست و مستجاب نشود چون انسان ميتواند خانه خود را بفروشد و از وى خلاص شود و در اينجا فرمود نفرين با چنين شرطى (يعنى هنگام پشت كردن و رو گرداندنش) پذيرفته گردد و رفع تنافى بقرينه عنوان باب بدين است كه در حديث قبل مراد نفرين در حق همسايهايست كه صدمهاش بانسان تنها از جهت همسايگى است نه از راه دشمنى. و در اين خبر مراد نفرين بدشمنى است كه در همسايگى انسان است نه همسايه فقط.
٢-
و از حضرت ابى الحسن عليه السلام روايت شده كه فرمود: هر گاه يكى از شماها بر دشمن نفرين كند بگويد: «اللهم اطرقه ببلية لا اخت لها و ابح حريمه» (يعنى بار خدايا او را ببلاى شبانه كه مانند ندارد دچار كن، و دشمن را بر او چيره ساز).
٣-
يونس بن عمار گويد: بحضرت صادق عليه السّلام عرضكردم: من گرفتار همسايهاى- از قريش از آل محرز- شدهام كه نام مرا فاش كرده و مرا شهره مردم ساخته (كه همه مرا بشناسند) هر گاه باو بگذرم گويد:
اين رافضى است و مالها را بنزد جعفر بن محمد ميبرد؟ گويد: حضرت بمن فرمود: در نماز شب باو نفرين كن آنگاه كه بسجده روى در سجده آخر از دو ركعت اول، پس خداى عز و جل را حمد كن و تمجيد نما و بگو: (آنچه ترجمهاش اينست:) بار خدايا فلان پسر فلان مرا شهره مردم كرده، و نام مرا فاش كرده و مرا بخشم آورده و در معرض خطرها قرار داده بار خدايا او را با تير شتابانى بزن كه او را از من باز دارى،