ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢١ - باب فخر و كبر
شرح
- مجلسى (ره) گويد: «حسب» شرافت و شخصيت آباء و اجدادى است و بسا بشرافتى اطلاق شود كه از كارهاى نيك يا اخلاق خوب بدست آيد گر چه از پدران نباشد.
٣-
عقبة بن بشير اسدى گويد: بامام باقر عليه السّلام عرضكردم: من عقبة بن بشير اسدى هستم، و در ميان قوم خود خاندان بزرگى دارم؟ حضرت فرمود: تو بحسب و شرافت خانوادگيت بر سر ما منت نهى؟ بدرستى كه خداوند آنكه مردم او را پست ميشمردند بواسطه ايمان در صورتى كه مؤمن باشد بالا برده است، و آنكه مردم او را شريف ميخواندند بجهت كفر در صورتى كه كافر باشد پست و زبون ساخته است؛ پس كسى را بر كسى برترى نيست جز بوسيله تقوى.
توضيح
- آنچه ترجمه شد بنا بر اينست كه لفظ «ما» در جمله «ما تمن ...» استفهاميه باشد، و محتمل است «ما» نافيه باشد، «يعنى» بر ما منت منه ...» و گفتار آن حضرت كه فرمود: «پس كسى را بر كسى برترين نيست ...» اشاره است بگفتار خداى تعالى: «اى مردم همانا ما آفريديمتان از نر و ماده و گردانيديم شما را شاخههائى و تيرههائى تا يك ديگر را بشناسيد، همانا گرامى ترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شما است، سوره حجرات آيه ١٣».
٤-
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: عجب است از متكبرى كه بخود مينازد، در صورتى كه از نطفه آفريده شده، سپس مردارى گنديده شود، و در اين ميان نميداند با او چه خواهد شد.
٥-
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: كه مردى نزد رسول خدا آمد عرضكرد: اى رسول خدا من فلان پسر فلانم و تا نه نفر از پدران خود را شمرد، رسول خدا (ص) بوى فرمود: تو دهمى آنانى در دوزخ.
شرح
- مجلسى (ره) در معناى حديث گويد: يعنى پدرانت كافر بودهاند و در دوزخند، پس اين