ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١١٤ - باب شرك
گويد: فرمود: هر كه رأيى را بدعت گذارد چه بواسطه آن محبوب گردد. و چه بدان واسطه مبغوض شود.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: رأى مبتدع آنست كه مستند شرعى نداشته باشد چه اينكه آن رأى در اصول باشد و چه در فروع، و اما آن كس كه در فهم كتاب و سنت با كوشش فراوانى كه كرده خطا كند ظاهر اينست كه داخل در بدعت گذار نباشد.
٣-
حضرت صادق عليه السّلام در گفتار خداى عز و جل: «و ايمان نياورند بيشتر آنان بخدا جز اينكه ايشانند مشركان» (سوره يوسف آيه ١٠٦) فرمود: شيطان را ندانسته پيروى كند پس مشرك گردد.
٤-
ضريس از آن حضرت عليه السّلام حديث كند كه در گفتار خداى عز و جل (در همين آيه) فرمود: شرك در طاعت است نه شرك در عبادت، و از گفتار خداى عز و جل «و برخى از مردمند كه خدا را بر حرف پرستش كنند» (سوره حج آيه ١١ پرسيدم؟) فرمود: آيه در باره مردى نازل شده و سپس در باره پيروان او هم باشد، پس من عرضكردم: هر كه در برابر شما چيزى برپا دارد او از كسانى است كه خدا را بر حرف پرستيده؟ فرمود: آرى و گاهى مشرك محض باشد.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: يعنى مقصود: شرك از نظر اطاعت و پيروى كردن غير از خداوند است و گر چه عبادت و پرستش و سجده بر او نكند، مانند كسى كه پيروى شيطان يا هواى نفس يا انسان گمراه يا گمراهكننده را بكند كه او با خدا شريك قرار داده، تا آنكه در تفسير آيه دوم گويد و حاصل اينست كه پرسشكننده از حال مخالفين پرسش كرده كه آيا ايشان اهل اين آيه هستند؟ فرمود: برخى اهل آن هستند و برخى مشرك محض ميباشند، محتمل است تتمه كلام سابق امام عليه السّلام باشد يعنى گاهى در باره مردى بتنهائى باشد و گاهى در باره پيروانش، و در بعضى نسخهها «مختصا» بجاى «محضا» ضبط شده كه او صريح در همين معناى اخير است.
٥-
عميره گويد: از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم كه ميفرمود: مردم بشناسائى ما و مراجعه بما و تسليم