شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٩٢ - تشبيه كردن قرآن مجيد را به عصاى موسى و وفات مصطفى را
|
مجرمِ شاهيم ما را عفو خواه |
اى تو خاص الخاصِ درگاه اله |
|
|
عفو كرد و در زمان نيكو شدند |
پيش موسى بر زمين سر مىزدند |
|
|
گفت موسى عفو كردم اى كرام |
گشت بر دوزخ تن و جانتان حرام |
|
|
من شما را خود نديدم اى دو يار |
اعجمى سازيد خود را ز اعتذار |
|
|
همچنان بيگانه شكل و آشنا |
در نبرد آييد بهر پادشا |
|
|
پس زمين را بوسه دادند و شدند |
انتظار وقت و فرصت مىبُدند |
|
ب ١٢٤٣- ١٢٢٨ ساز كردن: آماده شدن.
كز پسش بايد شدن: مىتوان ضمير را به موسى (ع) بر گرداند (به خود گفتند بايد از پشت سر موسى رفت و عصا را دزديد)، و مىتوان «ش» را ضمير فاعلى گرفت و «پس بايد شدن» را دزدكى، آهسته، بىخبر معنى كرد.
ربود: ربودن.
اهتزاز: جنبش.
روى زرد: شرمسار.
نهيب: ترس، بيم.
حد: اندازه، اندازه توانايى.
اطلاق: شكم روش. و اين حالت گاه از شدت ترس دست دهد.
مجرم شاهيم: ما كه براى امتحان عصاى تو آمديم به خاطر درخواستى است كه فرعون از ما كرده و ما را براى مقابله با تو خوانده اگر نمىكرديم نزد فرعون مجرم بوديم.
خاصُ الخاص: گزيده گزيدگان. گزيده از همگان.
من شما را خود نديدم: شما را ناديده مىانگارم.
اعجمى ساختن از اعتذار: عذر نخواستن.
بيگانه شكل و آشنا: هر چند با من آشناييد، نزد فرعون چنان آييد كه گويى مرا نمىشناسيد.
انتظار: (مصدر مبنى از براى فاعل) منتظر.