شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٢٧ - حكايت آن شخص كه در عهد داود شب و روز دعا مىكرد كه مرا روزى حلال ده بىرنج
اطلُبُوا الأَرزاق ...: بجوييد روزى را در سببهاى آن. چنان كه در حديث است: اطلبوا الرزق فى خبايا الارض: روزى را در نهان جاهاى زمين بجوييد.» (احاديث مثنوى، ص ١٦٨) ادخُلُوا الأوطانَ ...: از درهاى اقامتگاهها به اقامتگاهها در آييد. گرفته از قرآن كريم است:
وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها: از درهاى خانهها به خانهها در شويد. (بقره، ١٨٩)
|
وَ ادخُلُوا الأبياتَ مِن أبوابِها |
وَ اطلُبُوا الأغراضَ فى أسبابها |
|
١٦٢٨/ ١ ارغنون: سازى است معروف. در يونانى اين كلمه به معنى لوله و ناى است. اين ساز از لولههايى با درازىهاى مختلف تركيب شده و با دميدن در آن آواز پديد مىآمده است و به تدريج به تعداد لولهها افزوده شده. (دائرة المعارف فارسى) بميراند دويست: و هر وقت كه داود زبور آغاز كردى خلق مدهوش شدندى و چهل فرسنگ آواز او شنيدندى و هر چه كافر بودند هر گاه آواز بشنيدندى در حال جان بدادندى. (قصص الانبياء جويرى، ص ١٥٠) تَذكير: پند، موعظت.
مُغَفَّل: ناآگاه.
كوه و مرغان: گرفته از قرآن كريم است: يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ. (سباء، ١٠) هم رسايل: هم آواز. (نگاه كنيد به: شرح بيت ١٩١٧/ ١) تَمكين: قدرت، توانايى.
زره بافى: چنان كه در قرآن كريم است: وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ: و آهن را براى او نرم كرديم. (سباء، ١٠) مخذول: خوار، زبون.
خانه كنده: نگاه كنيد به: شرح بيت ٣٧٥٨/ ٢.
گردون رانده: كنايت از بد بخت، بىچاره، فلك زده.
مُدبَر: بخت بر گشته.
تُسخَر: فسوس سُخرِيّه.
تشنيع: سرزنش كردن، زشت گفتن.