شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٩١ - بيان آن كه حق تعالى هر چه داد و آفريده از سماوات و ارضين و اعيان و اعراض همه به استدعاى حاجت آفريد، خود را محتاج چيزى بايد كردن تا بدهد كه أمن يجيب المضطر إذا دعاه، اضطرار گواه استحقاق است
بيان آن كه حق تعالى هر چه داد و آفريده از سماوات و ارضين و اعيان و اعراض همه به استدعاى حاجت آفريد، خود را محتاج چيزى بايد كردن تا بدهد كه أمَّن يُجِيبُ المُضطَرَّ إِذا دَعاهُ، اضطرار گواه استحقاق است
|
آن نياز مريمى بوده است و درد |
كه چنان طفلى سخن آغاز كرد |
|
|
جزو او بىاو براى او بگفت |
جزو جزوت گفت دارد در نهفت |
|
|
دست و پا شاهد شوندت اى رهى |
منكرى را چند دست و پا نهى |
|
ب ٣٢٠٥- ٣٢٠٣ اعيان: جمع عين، و عين را معنىهاى بسيار است و در اينجا به معنى جوهر است.
أمَّن يُجِيب: أَ مَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ: يا آن كه پاسخ گويد درمانده را چون او را بخواند و واگشايد بدى را. (نمل، ٦٢) نياز مريم و سخن آغاز كردن طفل: چنانچه در قرآن كريم است، چون مريم (ع) عيسى را ميان قوم خود آورد، مردم او از وى پرسيدند اين كودك از كيست؟ نه پدر تو مردى بد و نه مادرت بد كاره بود. در چنان حال دل مريم سوخت و نياز او به اثبات پاك دامنيش گواهى را از غيب رساند و مردم او از گمان بدى كه در بارهاش بردند باز گرديدند. (نگاه كنيد به: سوره مريم، آيههاى ٢٧- ٣٣) جُزوِ او: عيسى (ع) كه از مريم زاده بود بىاختيار مريم، به پاكى او گواهى داد.
گفتن جزو جزو و دست و پا شاهد شدن: اشارت است بدان چه قرآن كريم فرمايد: وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ. (يس، ٦٥) منكرى را دست و پا نهادن: در انكار اصرار ورزيدن.
همه موجودات پيش از آن كه در عالم ظهور آيند، در علم حضرت حق بودند و استعداد و تقاضاى هر يك براى او معلوم بود. سپس بر حسب نيازى كه داشتند (و آن نياز را هم او بديشان داده بود)، بر آنان افاضه وجود كرد. افاضه فيض او به وسيلت هم در