شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥١٧ - اجابت كردن حق تعالى دعاى موسى را
اجابت كردن حق تعالى دعاى موسى را ٧
|
گفت بخشيدم بدو ايمان نَعَم |
ور تو خواهى اين زمان زندهاش كنم |
|
|
بلكه جمله مردگان خاك را |
اين زمان زنده كنم بهر تو را |
|
|
گفت موسى اين جهان مردن است |
آن جهان انگيز كآنجا روشن است |
|
|
اين فنا جا چون جهان بود نيست |
باز گشت عاريت بس سود نيست |
|
|
رحمتى افشان بر ايشان هم كنون |
در نهان خانه لَدَينا مُحضَرُون |
|
|
تا بدانى كه زيان جسم و مال |
سود جان باشد رهاند از وبال |
|
|
پس رياضت را به جان شو مشترى |
چون سپردى تن به خدمت، جان برى |
|
|
ور رياضت آيدت بىاختيار |
سر بنه شكرانه دِه اى كاميار |
|
|
چون حقت داد آن رياضت شكر كن |
تو نكردى او كشيدت ز امر كُن |
|
ب ٣٣٩٧- ٣٣٨٩ نعم: آرى، بلى.
روشن: استعارت از بقا و جاودان بودن.
فَنا جا: جاى نيستى. كه كسى در آن نمىماند. كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ. (رحمن، ٢٦) باز گشت عاريت: كنايت از ناماندنى. موقت. (چون اين جهان را بقايى نيست اگر هم زنده شود باز خواهد مرد.) نهان خانه لَدَينا مُحضَرون: كنايت از آخرت. گرفته از قرآن كريم است: وَ إِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ: و نيست كس جز آن كه همگان نزد ما حاضر شدگاناند. (يس، ٣٢) تنبيهى است غافلان را كه زيان مال و رنج تن بلا گردان جان است. و از تحمل زيان جزئى كه سود كلى در بر دارد آزرده نبايد بود. چنان كه در داستان آينده تفصيل بيشتر در اين باره آمده است.