شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٠٨ - جواب خروس سگ را
روى زرد: كنايت از شرمنده.
لب گشودن: كنايت از سرزنش كردن، اعتراض نمودن.
عشوه ده: فريبكار.
اختر گو: منجّم، فال گو، كاهن.
كور اختر گو: كنايت از كسى كه از آن چه بدو نزديك است آگاه نباشد و از آن چه دور است خبر دهد، نظير:
|
تو بر اوج فلك چه دانى چيست |
كه ندانى كه در سراى تو كيست |
|
(گلستان سعدى، ص ١٣١) مَحيص: خلاصى، رهايى.
طبل و كوس: كنايت از لاف و گزاف.
فردايش ...: اين تركيب را به دو صورت مىتوان معنى كرد: فردا مصيبت غلام بر او خواهد آمد، فردا غلامش مصيبت خواهد ديد.
اقربا: جمع قريب: نزديك، خويشاوند.
خسران: زيان.
واقعه: بلا.
ديده سوء القضا دوختن: كنايت از قضاى بد را از خود دور كردن.
طاق و جفت: اشارت است به بازيى كه بيشتر كودكان مىكردند مهرهها را در كف گرفته و از همبازى مىپرسيدند طاق يا جفت، اگر پاسخ را درست مىگفت برنده بود. در اينجا مقصود اين است: كو وعدهاى كه دادى.