شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٥ - امر حق به موسى
امر حق به موسى ٧ كه مرا به دهانى خوان كه بد آن دهان گناه نكردهاى
|
گفت اى موسى ز من مىجو پناه |
با دهانى كه نكردى تو گناه |
|
|
گفت موسى من ندارم آن دهان |
گفت ما را از دهان غير خوان |
|
|
از دهان غير كى كردى گناه |
از دهان غير بر خوان كاى اله |
|
|
آن چنان كن كه دهانها مر تو را |
در شب و در روزها آرد دعا |
|
|
از دهانى كه نكردستى گناه |
و آن دهان غير باشد عذر خواه |
|
|
يا دهان خويشتن را پاك كن |
روح خود را چابك و چالاك كن |
|
|
ذكر حق پاك است چون پاكى رسيد |
رخت بر بندد برون آيد پليد |
|
|
مىگريزد ضدّها از ضدّها |
شب گريزد چون بر افروزد ضيا |
|
|
چون در آيد نام پاك اندر دهان |
نه پليدى ماند و نه اندهان |
|
ب ١٨٨- ١٨٠ امر حق تعالى: مرحوم فروزانفر از تفسير امام فخر رازى آوردهاند: «قال عَلَيهِ السَّلامُ ادعُوا اللَّهَ بألسِنَة ما عَصَيتُمُوهُ بِها. قالُوا يا رَسُولَ اللَّه وَ مَن لَنا بِتلكَ الالسِنَةِ قالَ يَدعُو بَعضُكم لِبَعْضٍ لِأَنَّكَ ما عَصَيتَ بِلِسانِه وَ هُوَ ما عَصَى بلِسانِك.» (مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى، ص ٨٩) واثلة بن أسقع از رسول ٦ آرد: «چهار دعاست كه رد نمىشود ... دعاى مسلمانى براى برادر مسلمان خود كه غايب است.» (كشف الاسرار، ج ١، ص ٥٠٢) رخت بر بستن: در حديث است كه «ابو عثمان با سلمان بود در زير درختى. سلمان شاخهاى خشك را گرفت و تكان داد تا همه برگهاى آن بريخت. پس گفت نپرسى چرا چنين كردم. گفتم چرا كردى؟ گفت مسلمان چون وضو گيرد چنان كه بايد، و نمازهاى پنجگانه بخواند گناهان او ريخته شود چنان كه برگهاى اين شاخه.» (كشف الاسرار، ج ٤،