شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٣٧ - عقول خلق متفاوت است در اصل فطرت و نزد معتزله متساوى است، تفاوت عقول از تحصيل علم است
عقول خلق متفاوت است در اصل فطرت و نزد معتزله متساوى است، تفاوت عقول از تحصيل علم است
|
اختلافِ عقلها در اصل بود |
بر وفاق سُنيّان بايد شنود |
|
|
بر خلاف قول اهل اعتزال |
كه عقول از اصل دارند اعتدال |
|
|
تجربه و تعليم بيش و كم كند |
تا يكى را از يكى اعلم كند |
|
|
باطل است اين ز آن كه راى كودكى |
كه ندارد تجربه در مسلكى |
|
|
بر دميد انديشهاى ز آن طفلِ خُرد |
پير با صد تجربه بويى نبرد |
|
|
خود فزون آن به كه آن از فطرت است |
تا ز افزونى كه جهد و فكرت است |
|
|
تو بگو داده خدا بهتر بود |
يا كه لنگى را هوارانه رود |
|
ب ١٥٤٤- ١٥٣٨ داستان رنجور شدن معلّم به تلقين كودكان مكتب خانه، مقدمهاى است براى تثبيت اين نظريه، كه عقلهاى آدميان در اصل خلقت متفاوت است، برخى بيش و برخى بيشتر.
معتزليان خلقت عقل را در همگان يكسان مىدانند و زيادت و نقصان آن را تابع تأثير از تعليم و تجربه به حساب مىآرند.
بر وِفاق سنيّان، چنان كه در حديث ابن عباس است: فَمِنَ النَّاسِ مَن اعطِىَ حَبَّةً وَ مِنهُم مَن اعطِىَ حَبَّتَينِ وَ مِنهُم مَن اعِطى أكثرَ من ذلك. (شرح انقروى) سنّيان و اهل اعتزال: نگاه كنيد به: شرح بيت ٦١/ ٢.
بر دميدن: پديد آمدن.
راهوارانه رفتن: خود را چون راهوار نشان دادن. و در آن اشارت است به بطلان افزونى عقل از راه تعليم.
مولانا چنان كه روش اوست با آوردن داستان كودكان و به وهم افكندن آنان معلّم را، نتيجه مىگيرد كه در اين ماجرا عقل كودكى، بر عقل ديگر كودكان، نيز بر عقل معلم