شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٣٣ - اقتدا كردن قوم از پس دقوقى
بِسمل: مخفف بسم اللَّه گفتن. بسمل شدن: كنايت از قربانى گشتن. (با گفتن بسم اللَّه در آغاز نماز تن قربانى محضر حضرت حق مىشود.) چون قيامت: ابو سعيد خراز را پرسيدند چگونه در نماز باشيم. گفت چنان روى به خدا آرى كه در روز قيامت. (شرح انقروى، شرح نيكلسون) راست خيز: ايستاده، بر پا.
عمر خود را در چه پايان بردهاى: «لا يَزُولُ قَدَما ابنِ آدمَ يَومَ القِيامةِ حَتّى يُسألَ عَن عُمرِهِ فِيمَ أفناهُ وَ عَن شَبابِهِ فِيمَ أبلاهُ وَ عَن مالِهِ مِن أينَ اكتَسَبَهُ وَ فِيمَ أنفَقَهُ وَ ما ذا عَمِلَ فِيما عَلِمَ: روز رستاخيز فرزند آدم قدم از قدم بر ندارد تا پنج چيز از او پرسند، از عمرش كه در چه به سر بردش، از جوانيش كه در چه كار مشغولش داشت، از مالش كه از كجا به دست آورد و در چه هزينه كرد و از دانشش كه در چه به كار برد.» (ابن مسعود، به نقل از شرح انقروى، و نگاه كنيد به: المعجم المفهرس، ذيل كلمه «زال» اين عبارت را جزء حكمتهاى منسوب به امير مؤمنان (ع) به شمار آوردهاند (شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ٢٠، شماره ٣٣) با اندك اختلاف در عبارت.
ز خود شدن: بخودى خود پديد آمدن.
كفت: كتف.
خام كار: نابخرد.
رو به دست راست آوردن: حنفيان گويند در سلام مستحب است در سلام نخست سلام به سمت راست گويد، سپس به سمت چپ.
«نماز عمود دين است. مَثلِ نماز مَثَلِ ستون خيمه است اگر ستون پا بر جا باشد ميخها و طنابها پا بر جاست. و اگر ستون بخوابد و بشكند نه ميخ پايدار ماند و نه طناب.» (بحار الانوار، ج ٧٩، ص ٢١٨، محاسن برقى، ص ٤٤) و قربانىِ هر پرهيزكار است كه «الصَّلوةُ قُربانُ كُلُّ تَقِىٍّ.» (جواهر الكلام، ج ٧، ص ٢) چنان كه در قربانى نخست بايد نام خدا گفت نماز گزار با تكبيرة الاحرام شهوت و هواى نفس و علاقههاى جسمانى را در پيشگاه بارى تعالى قربانى مىكند و مانند ايستادنش در روز رستاخيز در مقام محاسبت بر پا مىماند و ركوع و سجود و تشهد را هر يك حالتى و رمزى است و نجم الدين در اين باره عبارتى دارد كه با سروده مولانا بىشباهت نيست. «نماز به دو