شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٥٦ - بيان آن كه حق تعالى صورت ملوك را سبب مسخر كردن جباران كه مسخر حق نباشند، ساخته است، چنان كه موسى
ركوع: خم شدن.
بابِ حِطَّه: مفسران گفتهاند دَرِ قبهاى است كه موسى (ع) بدان جا نماز مىخواند. ناصر خسرو آن جا كه وصف درهاى مسجد كند چنين نويسد: «و درى ديگر است همچنين در زمين برده كه آن را باب الحِطّه گويند، و چنين گويند كه اين در آن است كه خداى عز و جل بنى اسرائيل را بدين در فرمود در رفتن به مسجد.» (سفر نامه ناصر خسرو، ص ٤٨) سرگين دانك: «كاف» افاده تصغير كند. تعبيرى است از قدرتمندان، كه نهايت همت آنان پر كردن شكم و راضى ساختن غريزه شهوت است. و دون همّتان برابر آنان فروتنى كنند.
مولانا از اين قدرتمندان به «باب الصغير» اهل دنيا تعبير كرده است.
سگان: كنايت از صاحبان جاه و جلال دنياوى.
خَسان: استعارت از آنان كه براى نعمت به درگاه آنان روند.
كِلابِ حق: استعارت از كسانى كه آنان را «سرگين دانك» خواند. خداوندان قدرت ظاهرى.
آفتاب حق: كنايت از پيمبران و اولياى خدا.
رَبِّىَ الأعلى: پروردگار ما بزرگ است چنان كه در سجدههاى نماز گويند: سُبحانَ رَبِّىَ الأعلى وَ بِحَمدِهِ. (سخن گزيدگان حق رَبِّىَ الأعلى است.) رَبِّ أدنَى: كنايت از پادشاهان و قدرتمندان. (ابلهان، قدرتمندان را پروردگار خود خوانند.) آهوتَگ: كنايت از سالكى كه در راه حق سير مىكند و مشتاق اوست.
كاسه ليس: استعارت از خداوندان نعمت دنياوى، كه به اندك نعمت بسنده كردهاند.
ديگ ليس: آن كه از نعمت داران برخوردارى خواهد، چندان كه به ليسيدن ته ظرف آنان (اندك بهره) خشنود است. وجه شباهت خداوندان نعمت به ديگ ليس و متملقان آنان به ديگ ليس از آن جهت است كه مرتبه ديگ ليس، از كاسه ليس فروتر است.
آن چه در كاسه مىماند خاص خدمتكاران بود و آن چه به ديگ چسبيده بود گربه مىليسيد.
لئيم نفس: (تقدم صفت بر موصوف) نفس لئيم را بايد كشت، چه اگر بدان نيكى كنى كفران ورزد.