شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢ - ديباچه دفتر سوم
المتفكّرين و كيفيّات المتوهّمين و له الحمد و المجد على تلفيق الكتاب المثنوى الالهىّ الربّانى و هو الموفّق المُتَفَضِّل و له الطَّول و المنّ لا سيّما على عباده العارفين يريدون ليطفؤا نورَ اللَّهِ بافواهِهِم و اللَّه متمّ نورِهِ و لو كره الكافرونِ. «انّا نحن نزَّلنا الذِّكر و انّا له لحافِظون.» «فمن بدّله بعدَ ما سمعه فإنَّما إثمه على الّذين يبدّلونه انّ اللَّه سميعٌ عليم.» بسم اللَّه الرحمن الرحيم [سخنان] حكمت سپاهيان خداست كه بدان جانهاى مريدان را نيرو دهد،[١] دانششان را از آميختن به نادانى پاك دارد، و عدلشان را از آميزش به ستمكارى، و بخششان را از تظاهر به نيكو كارى، و بردبارىشان را از آلودگى به سبكسارى.
و آن چه از دانستن [كار] آخرت از آنان دور است بديشان نزديك فرمايد، و آن چه از طاعت و اجتهاد بر آنان دشوار است آسان نمايد. و اين حكمت از حجتهاى روشن پيمبران است، و دليلهاى آنان، كه از اسرار خدا و فرمانروايى او خبر دهد- كه خاص عارفان است.
و [از] گرد گرداندن او آسمان رخشانِ رحمانىِ درخشان را، كه فرمانرواست بر فلك كروىِ پديد آمده از دخان، آن چنان كه عقل فرمانرواست بر كالبدهاى خاكى و حواس آشكارا و نهان آن.
پس گردش آن فلك روحانى فرمانرواست بر فلك دخانى و بر شهابهاى تابان و [ستارههاى چون] چراغ درخشان، و بادهاى وزان و زمينهاى گسترده و آبهاى روان.
خدا بدان [حكمت] بندگانش را فايدت بخشاد و فهم آنان را افزون فرماياد، و همانا هر خواننده به اندازه خرد خود مىيابد، و عبادت كننده به مقدار قوت اجتهادش به عبادت مىپردازد، و فتوى دهنده تا آن جا كه راى او رسد، و صدقه دهنده چندان كه توانائيش بود
[١] - گرفته از سخن جنيد است:« سخن ايشان لشكرى است از لشكرهاى خداى تعالى كه بدان مريد را اگر دل شكسته بود قوى گردد و از آن لشكر مدد يابد.»( تذكرة الأولياء، ص ٧، شرح نيكلسون، مقدمهى دفتر سوم