شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٣٩ - جواب انبيا
جواب انبيا عليهم السّلام مر جبريان را
|
انبيا گفتند كآرى آفريد |
وصفهايى كه نتان ز آن سر كشيد |
|
|
و آفريد او وصفهاىِ عارضى |
كه كسى مبغوض، مىگردد رضى |
|
|
سنگ را گويى كه زر شو بىهده است |
مس را گويى كه زر شو راه هست |
|
|
ريگ را گويى كه گِل شو عاجز است |
خاك را گويى كه گِل شو جايز است |
|
|
رنجها داده است كآن را چاره نيست |
آن به مثل لنگى و فَطس و عمى است |
|
|
رنجها داده است كآن را چاره هست |
آن به مثل لَقوَه و درد سر است |
|
|
اين دواها ساخت بهر ائتلاف |
نيست اين درد و دواها از گزاف |
|
|
بلكه اغلب رنجها را چاره هست |
چون به جِد جويى بيايد آن به دست |
|
ب ٢٩١٥- ٢٩٠٨ عارضى: مقابل ذاتى، كه زايل شدنى است، كه توان آن را زدود.
مَبغُوض: دشمن داشته، دشمن گرفته شده، ناپسند.
رضى: پسنديده.
فَطس: پهن بينى شدن.
عَمى: عَمَى: كورى.
لَقوه: كج شدن دهان و رخسار.
ائتلاف: سازوارى، علاج. به سامان آوردن.
پاسخى است مغالطه جبريان را كه آرى بعضى و صفتها را دگرگون نتوان ساخت، اما برخى را توان. گرويدن به دين از نوع دوم است، چنان كه خدا آدميان را بر فطرت توحيد آفريده است، اما وسوسه شيطان آنان را بر مىگرداند در قرآن كريم است: وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ. كه چنان كه علامه طباطبائى احتمال داده است، مقصود از دگرگون كردن خلقت تغيير فطرت باشد. (تفسير الميزان، ج ٥، ص ٨٥) و مؤيد اين احتمال آيه