شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٧٤ - گفتن روح القدس مريم را كه من رسول حقم به تو آشفته مشو و پنهان مشو از من كه فرمان اين است
|
لحم او و شحم او ديگر نشد |
او چنان بَد جز كه از منظر نشد |
|
ب ٣٧٨٧- ٣٧٦٧ نمودار كرم: كنايت از جبرئيل كه بشارت حق را براى مريم آورد.
در كشيدن: كنايت از روى پنهان كردن. گريختن.
ذُباله: شعله باريك، پرتو.
سِماك: نام دو ستاره است، و در اين بيت كنايت از اوج آسمان است.
عدم: كنايت از عالم غيب. ساحت قدس حضرت حق.
|
ز آن كه عادت كرده بود آن پاك جيب |
در هزيمت رخت بردن سوى غيب |
|
٣٧٠٨/ ٣ در عدم صاحب علم بودن: در آستان جلال حضرت حق شهره بودن چرا كه جبرئيل امين وحى ربّ العالمين است.
يك سواره: در نظم و نثر فارسى به معنىهاى گونه گون به كار رفته است. در اين بيت به معنى بىاهميت، ساده. «وى را در خسيسترين درجهها ببايد داشت چنان كه يك سوارگان خامل ذكر را دارند.» (تاريخ بيهقى، ص ٣٢) چنان كه ديديم و چنان كه ظاهر قرآن كريم است، مريم جبرئيل را نشناخت و از او ترسيد و به خدا پناه برد.
سِتى: كنايت از مريم.
نقش مشكل: كه به آسانى نتوان او را شناخت.
نقش مشكل و خيال در دل: دو تصوير از فرشته وحى است كه هم به صورت انسان در مىآيد و هم در خاطر پديد مىگردد. (خيال روحانى چون در دل آيد همراه است و راهبر، و خيال عارضى باطل است و زود گذر.) عمران زاده: عمران پدر مريم بود و از نسل داود. وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها. (تحريم، ١٢) لا حول گفتن: اشارت است به گفته مريم: إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا. (مريم، ١٨) از لا حول اين طرف افتادن: معنى لا حول نفى همه قدرتهاست جز قدرت حق تعالى.
(جبرئيل گويد تو به خدا پناه مىبرى حالى كه من از سوى خدا به سوى تو آمدهام.)