شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٧١ - پيدا شدن روح القدس به صورت آدمى بر مريم به وقت برهنگى و غسل كردن و پناه گرفتن به حق تعالى
|
بس بجوشيدى در اين عهد مَديد |
تُرك جوشى هم نگشتى اى قَديد |
|
١٧٧٦/ ٦ ترك جوش شرح كردن: كنايت از كامل نساختن مطلب.
الهى نامه: حديقة الحقيقه سنايى. نيكلسون نوشته است ممكن است مقصود مولانا بيت زير باشد:
|
غم خود خور ز ديگران منديش |
تو بره خويشتن بنه در پيش |
|
(حديقة الحقيقة، ص ٢٩٢) اما اين بيت مناسبتر به نظر مىرسد:
|
غم جان خور كه آنِ نان خورده است |
تا لب گور گرده بر گرده است |
|
|
جان بىنان بكس نداد خداى |
ز انكه از نان بماند جان بر جاى |
|
(حديقة الحقيقة، ص ١٠٦) و بيتهايى كه در صفحه ٧٥ به بعد حديقه آمده:
|
آن نبينى كه پيشتر ز وجود |
چون تو را كرد در رحم موجود ... |
|
|
گرت هست زمانه پست كند |
أحسَنُ الخالِقينت هست كند |
|
(حديقة الحقيقة، ص ٧٥- ٧٧) رَبوَه (رَبوة): (و به كسر و ضم اول نيز) پشته.
از سر ربوه در دمشق نظر كردن: بيننده هنگامى زيبايى شهر دمشق را نيك مىبيند كه بر بالاى كوه (مثلا كوه قاسيون) رود از آن جا غوطه را كه يكى از چهار بهشت دنيايش گفتهاند خواهد ديد. در اين بيت مقصود دور نگريستن و پايان كار را ديدن است. بعض مفسران گفتهاند رَبوَه در آيه: وَ جَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ آيَةً وَ ءاوَيْناهُما إِلى رَبْوَةٍ ذاتِ قَرارٍ وَ مَعِينٍ. (مؤمنون، ٥٠) دمشق است. (نگاه كنيد به: كشف الاسرار، ج ٦، ص ٤٣٨) از انگور مى ديدن: كنايت از عاقبت ديدن.
جنگ حمّالان: نگاه كنيد به: شرح بيت ١٨٢٥- ١٨٢٤/ ٢.
حمل: بار.
گنج زر: كنايت از كردار نيك.