شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٥٥ - مثل زدن در رميدن كره اسب از آب خوردن به سبب شخوليدن سائسان
و خود حقيقت را درمىيابى. اما اگر نور از دل به ديده نرسد ديده از خود نورى نخواهد داشت.)
|
نور نور چشم خود نور دل است |
نور چشم از نور دلها حاصل است |
|
١١٢٦/ ١ آب مبارك: اشارت است به آيه: وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصِيدِ: و فرو فرستاديم از آسمان آبى مبارك پس رويانديم بدان بوستانها و دانههاى درو كردنى. (ق، ٩) عمر كوتاه است و اجل در پى. وقت را غنيمت بايد دانست و از صحبت اولياى حق بهره گرفت. آنان كه دلى روشن دارند آن سخنان را به گوش جان مىپذيرند و آنان كه بدان درجت نرسيده است، بايد مقلّدانه آن را بپذيرند، و به قدر توان خود بهره گيرند. و به گفته بىخردان و طعنه حسودان ننگرند. تا اندك اندك تغيير حالت را در خود دريابند. چنان كه كور چون سبو را در آب نهد و پر گردد، آب را نبيند اما از سنگينى سبو داند كه پر آب است. (براى توضيح بيشتر نگاه كنيد به: شرح بيت ٢٩٥٩/ ٢ به بعد)