شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٧٠٣ - امر كردن سليمان
دو خصم در حضور بودن: از شرايط قضاوت حضور دو خصم است در محضر قاضى.
باد در حكم سليمان: گرفته از قرآن كريم است: فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ. (ص، ٣٦) دود: كنايت از ستم. تجاوز.
وُصلَت: پيوستن، يكى شدن.
سر ده: به دو معنى آمده است:
١) ساقى:
|
سر ده بزم شراب است امروز |
آن كه دى بود امام اصحاب |
|
(كمال اسماعيل، به نقل از لغت نامه) و در بيت مولانا به همين معنى است.
٢) قدح شراب:
|
ز خمار جام عشق ار دل تو سبك نگردد |
ز شراب روح ريحان دو سه سر ده گران كش |
|
(ديوان سيف الدين اسفرنگى، ص ٢٨٤) (چون ساقى خدا باشد بنده چنان مست شود كه او را عقلى نماند.) كُلُّ شَىءٍ هالِكٌ إلَّا وَجهَهُ: هر چيز جز خدا فانى شونده است. (قصص، ٨٨) هالك آمدن: نيست شدن.
هست و نيست: بود و نبود. آشكارا و نهان.
سخن از وكيل صدر جهان بود كه چون به ديدار محبوب خود رسيد از هوش شد و بيفتاد. عشق مخلوق چنين است تا عشق حق چه خواهد كرد. داستان پشه و باد تنها از جهت مقابله ضعيف و قوى و تاب نياوردن برابر آن، با داستان وكيل صدر جهان مشابه است. جوينده صدر جهان چون به درگاه او رسيد نيست گرديد اما به بقاى او باقى ماند، چون قطرهاى كه خود را به دريا رساند.