شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٧٦ - بيان آن كه رسول
بيان آن كه رسول ٧ فرمود انّ للّه تعالى اولياء اخفياء
|
قوم ديگر سخت پنهان مىروند |
شُهره خلقان ظاهر كى شوند |
|
|
اين همه دارند و چشم هيچ كس |
بر نيفتد بر كياشان يك نفس |
|
|
هم كرامتشان هم ايشان در حرم |
نامشان را نشنوند ابدال هم |
|
|
يا نمىدانى كرمهاى خدا |
كو تو را مىخواند آن سو كه بيا |
|
|
شش جهت عالم همه اكرام اوست |
هر طرف كه بنگرى اعلام اوست |
|
|
چون كريمى گويدت آتش در آ |
اندر آ زود و مگو سوزد مرا |
|
ب ٣١٠٨- ٣١٠٣ إنَّ لِلّه تعالى: منشأ آن حديثى است بدين عبارت: «إنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الأَبرارَ الأتقياءَ الأخفِياءَ الّذينَ إن غابُوا لَم يُفتَقَدُوا وَ إن حَضَرُوا لَم يُعرَفُوا قُلُوبُهُم مَصابِيحُ الهُدىَ يَخرُجُونَ مِن كُلِّ غَبراءَ مُظلِمَةٍ.» (احاديث مثنوى، ص ٩١) و اين حديث به نقل اعلام الدين ديلمى چنين است: «إنَّ اللَّهَ يُحِبّ الأتقِياءَ الأَخفِياءَ الَّذِينَ إِذا حَضَرُوا لَم يُعرَفُوا وَ إِذا غابُوا لَم يُفقَدوا. قُلُوبُهُم مَصابِيحَ الهُدَى مُنجَون من كل غبراءَ مُظلمة: همانا خدا دوست دارد پرهيزكاران پوشيده از مردم را كه چون حاضرند شناخته نشوند و چون غايباند از آنان نپرسند دلهاشان چراغهاى هدايت است از هر گرد تيرهاى نجات يافتهاند.» (بحار الانوار، ج ٧٤، ص ١٧٢، و نگاه كنيد به: نهج البلاغه، خطبه متقين) و در قرآن كريم از اينان به «عباد الرحمن» تعبير شده است قوم ديگر: آنان كه برابر فرمان خدا تسليماند و چون و چرا ندارند، حجّت و استدلال نمىآوردند. اولياى حق كه جز خدا كسى آنان را نمىشناسد.
|
نامشان از رشك حق پنهان بماند |
هر گدايى نامشان را بر نخواند |
|
٩٣٢/ ٢ پنهان رفتن: ناشناس ماندن، پوشيده بودن.