شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٤١ - ذكر خيال بد انديشيدن قاصر فهمان
نژند: ناخوش، ناپسند.
اطير و افسانه نژند: اشارت است بدان چه مشركان مكه مىگفتند و در قرآن كريم (سورههاى انعام: ٢٥، انفال: ٣١، نحل: ٢٤، مؤمنون: ٨٣، فرقان: ٥، نمل: ٦٨، احقاف:
١٧، قلم: ١٥، و مطففين: ١٣) آمده است.
تَعميق: ژرف گردانيدن. به استقصا نگريستن در كارى.
امر پسند و ناپسند: كنايت از امر و نهى. بيان واجب و حرام.
زلف پُر خم يوسف و غم زليخا: تعبير شاعرانه مولاناست از زبان مشركان، كه داستان يوسف و زن عزيز مصر داستانى است شاعرانه كه هر كس معنى آن را مىداند. قرآن به آنان پاسخ مىدهد كه اگر مىتوانيد سورهاى همچون اين قرآن كه آن را ساده و همه كس فهم مىگوييد بياوريد.
بيان كه خرد در آن گم شود: كنايت از معنىهاى فلسفى دقيق كه فهم آن را براى همگان آسان نيست.
سوره آوردن: اشارت است به قرآن كريم: وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ: و اگر در گمانيد از آن چه فرو بفرستاديم بر بندهمان پس بياوريد سورهاى مانند آن. (بقره، ٢٣) جِنِّتان و انستان: اشارت است بدين آيه از قرآن كريم: قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْءانِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً: بگو اگر آدميان و جنّيان فراهم شوند تا مانند اين قرآن را بياورند، مانند آن نتوانند آورد هر چند بعضى پشتيبان بعضى گرداند. (اسراء، ٨٨)
|
پر ز نقش لفظهاى مثنوى |
صورتى ضال است و هادى معنوى |
|
|
در نُبى فرمود كين قرآن ز دل |
هادى بعضى و بعضى را مُضِلّ |
|
٦٥٦- ٦٥٥/ ٦