شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٤٢ - تفسير اين خبر مصطفى
تفسير اين خبر مصطفى ٧ كه لِلقُرآن ظهرٌ و بطنُ و لِبَطنِه بَطنُ الى سبعة أبطن
|
حرف قرآن را بدان كه ظاهرى است |
زير ظاهر باطنى بس قاهرى است |
|
|
زيرِ آن باطن يكى بطن سوم |
كه در او گردد خردها جمله گم |
|
|
بطن چارم از نُبى خود كس نديد |
جز خداى بىنظيرِ بىنديد |
|
|
تو ز قرآن اى پسر ظاهر مبين |
ديو آدم را نبيند جز كه طين |
|
|
ظاهر قرآن چو شخص آدمى است |
كه نقوشش ظاهر و جانش خفى است |
|
|
مرد را صد سال عمّ و خال او |
يك سر مويى نبيند حال او |
|
ب ٤٢٤٧- ٤٢٤٢ لِلقُرآن ظَهراً: روايتى در مقدمه هشتم تفسير صافى آمده است كه: «إنَّ لِلقُرآنِ ظَهراً وَ بَطنا وَ لبطنِهِ إلَى سَبَعة أبطُن.» مرحوم طباطبائى در مقدمه تفسير الميزان نويسد: «روايتها از پيمبر ٦ و ائمه اهل البيت آمده است از جمله: «إنَّ لِلقُرآنِ ظَهراً وَ بَطنا وَ لِبَطنه بطنا الى سبعة أبطُن او الى سبعين باطنا.» لكن اشارت به مأخذ حديث نكردهاند. (مقدمه تفسير، ص ٧) آن چه در كتابهاى حديث بدان دست يافتم چنين است: «إنَّ لِلقُرآن ظاهراً و باطنا.» (فروع كافى، ج ٤، ص ٥٤٩، معانى الاخبار صدوق، ص ٣٤٠) نيز: «إن لِلقُرآن ظاهراً و باطنا و محكما و مُتشابهاً و ناسخاً و منسوخا.» (علل الشرايع، ص ٦٠٩) (بحار الانوار، ج ٥، ص ٢٣١) در باب تفسير و تاويل قرآن كريم و حدود و معنى آن از روزگار تابعين تا امروز بحثها به ميان آمده است كه اشارت بدان هر چند به اختصار باشد صفحههايى را خواهد گرفت. آن چه مولانا در اين بيتها فرموده نمونه مذاق عارفان است در تفسير قرآن. مرحوم طباطبائى در اين باره چنين نوشته است: «صوفيان به خاطر مشغول بودن به