شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٢٢ - مثلها زدن قوم نوح به استهزا در زمان كشتى ساختن
مثلها زدن قوم نوح به استهزا در زمان كشتى ساختن
|
نوح اندر باديه كشتى بساخت |
صد مثل گو از پى تَسخر بتاخت |
|
|
در بيابانى كه چاه آب نيست |
مىكند كشتى چه نادان ابلهى است |
|
|
آن يكى مىگفت اى كشتى بتاز |
و آن يكى مىگفت پَرّش هم بساز |
|
|
او همىگفت اين به فرمان خداست |
اين به چُربكها نخواهد گشت كاست |
|
ب ٢٧٩٧- ٢٧٩٤ مثلها زدن قوم نوح: چنان كه در قرآن كريم در باره نوح (ع) آمده است: وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَما تَسْخَرُونَ: و چون گروهى از مردمش بر او مىگذشتند او را فسوس مىكردند. گفت اگر ما را فسوس مىكنيد ما شما را فسوس خواهيم كرد. چنان كه شما ما را. (هود، ٣٨) به مناسبت مثل آوردن مردم نادان برابر رسولان به گفتار قوم نوح اشارت مىكند ولى چنان كه در ظاهر قرآن مىبينيم از مثل سخنى نرفته است.
مَثَل گو: ظاهراً به معنى لغز گو (در تداول عاميانه) است.
چُربك: سخره، طنز.