شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٩٧ - ربودن عقاب موزه مصطفى
كرده است. (بحار الانوار، ج ١٧، ص ٤٠٥) آواز صلا: بانگ نماز «حَىَّ عَلَى الصَّلاة.» عُلا: بلندى. مقصود مأذنه (جايگاه ايستادن اذان گو) است.
عنايت: كه حضرت حق پيوسته به رسول ٦ داشته است.
شكسته شاخى: كنايت از فروتنى.
عبد اللّه: بنده خدا، بندهاى كه خود را در محضر حضرت ببيند و خودى را رها كند. او هر چه گويد فرمودهى حق است.
|
مطلق آن آواز خود از شه بود |
گر چه از حلقوم عبد اللّه بود |
|
١٩٣٦/ ١ ربودن عقاب موزه رسول ٦ را آن هم هنگامى كه آن حضرت آماده رفتن براى اداى نماز بود به ظاهر نابجا مىنمود، اما در باطن دفع خطرى به دنبال آن بود. اين بيتها تنبيهى است آدمى را كه هيچ گاه لطف خدا را از ياد نبرد. اگر مشكلى براى وى پديد آمد نوميد يا ناخشنود نگردد كه عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ: بود كه چيزى را خوش نداريد و آن براى شما بهتر بود. (بقره، ٢١٦) و در پايان تنبيه ديگرى است كه همنشينى با كسانى بايد، كه نورى از حضرت حق با آنان همراه است.
در ديوان سيد حميرى (ص ١٢٦) اين كرامت به امير مؤمنان على (ع) نسبت داده شده است.