شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٢٧ - جواب آن مثل كه منكران گفتند از رسالت خرگوش پيغام به پيل از ماه آسمان
|
لحن داودى به سنگ و كُه رسيد |
گوش آن سنگين دلانش كم شنيد |
|
|
آفرين بر عقل و بر انصاف باد |
هر زمان وَ اللّه أعلَم بِالرَّشاد |
|
|
صَدِّقُوا رُسلًا كِراماً يا سَبَا |
صَدِّقُوا رُوحاً سَباهَا مِن سَبا |
|
|
صَدِّقُوهُم هُم شُمُوسٌ طالِعَه |
يُؤمِنُوكُم مِن مَخَازِى القارِعَه |
|
|
صَدِّقُوهُم هُم بُدُورٌ زاهِرَه |
قَبلَ أن يَلقَوكُم بِالسَّاهِرَه |
|
|
صَدِّقُوهُم هُم مَصابِيحُ الدُّجَى |
أكرِمُوهُم هُم مَفَاتِيحُ الرَّجا |
|
|
صَدِّقُوا مَن لَيسَ يَرجوُ خَيرَكُم |
لا تَضِلُّوا لا تَصُدُّوا غَيرَكُم |
|
|
پارسى گوييم هين تازى بهل |
هندوى آن ترك باش اى آب و گل |
|
|
هين گواهىهاى شاهان بشنويد |
بگرويدند آسمانها بگرويد |
|
ب ٢٨٣٩- ٢٨٢٥ گشودن مرگ چشم را: اشارت است به فرمودهى على (ع): «النَّاسُ نِيامٌ فإذا ماتُوا انتَبَهُوا.» (بحار الانوار، ج ٧٠، ص ٣٩) گرگ و يوسف: نگاه كنيد به: شرح بيت ١٤٠٢/ ٢.
جهانهاى فراخ: عالم معنى، عالم روحانى.
لحن داودى: نگاه كنيد به: شرح بيت ١٠٧٠/ ٢.
وَ اللّه أعلَم بِالرَّشاد: و خدا داناست به رستگارى.
صَدِّقُوا رُسلًا ...: مردم سبا! پيمبران گرامى را راستگو بدانيد. راست بشماريد روحى را كه اسير آن از سباست. (اشارت است به داستان سليمان (ع) و بلقيس) صَدِّقُوهُم هُم شُمُوسٌ ...: راستگو بشماريد آنان را كه آفتابهاى تابندهاند. شما را از رسوايىهاى روز قيامت ايمن مىدارند.
صَدِّقُوهُم هُم بُدُورٌ ...: راستگو بدانيد آنان را كه ماههاى تمام فروزاناند پيش از آن كه شما را در قيامت ديدار كنند.
صَدِّقُوهُم هُم مَصابِيحُ ...: راستگوشان بدانيد كه آنان چراغهاى تاريكىهاىاند. گراميشان بداريد كه كليدهاى اميدند.
صَدِّقُوهُم هُم مَصابِيحُ ...: راستگو بدانيد آن را كه اميد به مال و منال شما نبسته. گمراه مشويد و راه را بر ديگران مبنديد.