شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢١٧ - حكايت
چه آن نيازمند محافظت بر ظاهر و باطن خواهد بود و چنين محافظت در يك حال جز براى كسانى كه به نهايت كمال رسيدهاند، مقدور نيست. آن را كه نظر به معنى است، از توجه به لفظ مستغنى است. و آن كه در فهم معنى ناچار از توجه به لفظ است، پرداختن تمام به معنى براى او دشوار است. قرآن را ظاهرى است و باطنى. ظاهر آن لفظ است و باطن آن اسرار معانى. آنان كه ديده بصيرت ندارند، از درك آن معانى محروماند پس بهتر كه به معنى ظاهرى پردازند. و آن كه فهم معنى ظاهر هم نتواند بهتر كه الفاظ را بخواند. قرآن خواندن و معنى آن را ندانستن بهتر كه وقت عزيز را به سخنان بىهوده تلف كردن. از اين تمثيل مولانا به مطلبى ديگر مىپردازد و آن اينكه تحفظ بر رعايت ادب ظاهر و توسل به اسباب، مقدمه رسيدن به مطلوب است. و چون وصول دست داد مقدمات را بايد به يك سو نهاد و توضيح بيشتر در داستان بعد است.