شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٧٠ - جواب فرعون موسى را و وحى آمدن موسى را
جواب فرعون موسى را و وحى آمدن موسى را ٧
|
گفت نه نه مهلتم بايد نهاد |
عشوهها كم دِه تو كم پيماى باد |
|
|
حق تعالى وحى كردش در زمان |
مهلتش دِه مُتَّسِع مَهراس از آن |
|
|
اين چهل روزش بده مهلت به طوع |
تا سگالد مكرها او نوع نوع |
|
|
تا بگوشد او كه نى من خفتهام |
تيز رو گو، پيش ره بگرفتهام |
|
|
حيلههاشان را همه بر هم زنم |
و آن چه افزايند من بر كم زنم |
|
|
آب را آرند و من ويران كنم |
نوش و خوش گيرند و من ناخوش كنم |
|
|
مهر پيوندند و من ويران كنم |
آن كه اندر وهم نآرند آن كنم |
|
|
تو مترس و مهلتش دِه دَم دراز |
گو سپه گرد آر و صد حيلت بساز |
|
ب ١٠٩٨- ١٠٩١ عشوه دادن: گول زدن، فريب دادن.
باد پيمودن: دعوى بىهوده كردن. (لغتنامه) بىهوده گفتن.
مُتّسِع: فراخ، دراز.
به طوع: به رغبت. به دل خواه.
بر كم زدن: خوار گرداندن، ناچيز كردن. (هر كار كنند از دست من نخواهند رهيد.) دم دراز: طولانى. فرعون مىپنداشت با مهلت خواستن مىتواند خود را از موسى (ع) برهاند. دنيا پرستان چنيناند و پندارند مكنت دنيا و زندگانى طولانى آنان را از عذاب خدا نجات خواهد داد حالى كه خدا فرمايد: وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً: كافران مپندارند مهلتى كه به آنان مىدهيم بر ايشان خوب است. مهلتشان مىدهم تا بر گناه بيفزايند.» (آل عمران، ١٧٨)